تبليغاتX
(( نزدیک ولی دور ))
چراغ دروغ بی فروغ است.



خدای عاشق
 

سلام دوستان. درسام سنگین شده واسه همین دیر به دیر آپ میکنم و از این هفته هم ترم تابستونیم شروع میشه. از نظراتون ممنونم. موفق باشید

گوشه چشمم كه از اشك پر ميشود ميفهمم كه دستانم باز تهي شده است. دستاني كه اگر تو نخواهي هرگز نمي بخشد. هرگز نميتواند ببخشد. اگر تو نخواهي من نمي توانم. اما حتي اگر اراده كني، من نميتوانم نخواهم! خداي من! خوب ميداني كه وقتي آرزويي در دل بنده ات جوانه ميزند، وقتي براي به بار نشستن درخت آرزويش، در طلب قطره اي آب، چشم نياز را با آب دعا تر ميكند، ديگر براي اراده تو هم دير شده است!
خداي من! هر زمان كه نام تو قافيه شعرهايم ميشود، وزن غزل زندگي در كفه تعادل آرام مي گيرد. قافيه از توست. وزن از تو. غزل از تو. بي تو هيچم.
خداوندا! چه شده كه وقتي كه يكي از بدترين بنده هايت، بهترين چيزها را براي يكي از بهترين بنده هايت طلب مي كند بي پاسخش ميگذاري؟ چه شده كه حافظ كلام تو، مرا در ميان جفاي خار هجران به صبر بلبل دعوت ميكند؟ آخر چه حكمتي است كه تشنه معرفتت را به آب وصال سيراب نميكني؟ ميداني كه نميدانم.
خدايا! آرزوهايم را خوب ميداني و ميشناسي. ميدانم كه ميداني. ميداني كه هر چه كردم، به شوق رضاي تو كردم. اما قفس بدگماني و سوء ظن بنده هايت، بالهاي مرا بسته و نيت نيك مرا بي سرانجام باقي گذاشته. بزرگترين نعمتي كه از تو ديده ام لذتي است كه از كمك و ياري به بندگانت به من بخشيده اي. آخر اگر قدرت آن را از من بگيري با دستان خالي چه كنم؟ به چه اميدي صبوري كنم؟ چقدر ناتوان شده ام...
چه كسي از اين آشوب شيرين قلب من خبر دارد جز خداي قلب من؟ به تو پناه مي برم اي خداي مهربان من. تنهايم مگذار.

پروازميكنم به اوج ها هفت اسمان رابايدطي كنم وهفت شهرعشق رابپيمايم راستي ازسيمرغ خبرداري ميخواهم اورابيابم وبه اوبگويم من يافته ام اورا يافته ام خدارا يافته ام عشق را ميخواهم بگويم خداي من درفرازآسمان هست درتمام دنياهست ودردل من بيش ازهمه ميخواهم به مرغان عشق بگويم اورايافته ام درقلبم دروجودم ميخواهم بگويم خداي اسمانها-خداي عشق -خداي من درقلب من است درروح من است اورادوست دارم ومي پرستمش .

به سوي تو گشوده ام. مي دانم كه در بندگي ات اهمال كرده ام و در طاعتت كوتاهي. اگر راه حياء مي پيمودم، بايستي از خواستن و دعا نمودن دست مي كشيدم. اما آنگاه كه شنيدم گناه كاران را به درگاهت فرا خوانده اي به امتثال ندايت آمدم و به عواطف تو، اي مهربان ترين مهربانان.

به آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر سفر نکنی

اگر چيزی نخوانی

/

اگر به اصوات زندگی گوش ندهی

اگر از خودت قدردانی نکنی

/

به آرامی آغاز به مردن میکنی

زمانی که خودباوری را در خود بکشی

وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند

/

به آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر برده عادات خود شوی

اگر همیشه از یک راه تکراری بروی

/

اگر روزمرگی را تغيير ندهی

اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی

يا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی

/

تو به آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر از شور و حرارت

از احساسات سرکش

و از چيزهایی که چشمانت را به درخشش وامیدارند

و ضربان قلبت را تندتر میکنند

دوری کنی

/

تو به آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر هنگامیکه با شغلت، یا عشقت شاد نیستی، آنرا عوض نکنی

اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی

اگر ورای رویاها نروی

اگر به خودت اجازه ندهی

که حداقل یکبار در تمام زندگیت

ورای مصلحت اندیشی بروی

/

امروز زندگی را آغاز کن

امروز مخاطره کن

امروز کاری بکن

نگذار که به آرامی بمیری

شادی را فراموش نکن

((پابلو نرودا))

    

یا علی


موضوع :
| +| نوشته شده در جمعه 24 خرداد1387 و ساعت 1:51 PM توسط لیدا |


....
 

سلام دوستان عزیز.  بنا به دلایلی نمیتونم تا چند ماه آپ کنم اما هر مدت یه بار میام چک میکنم نظرات شمارو.   از نظرهای قبلی همه عزیزانم ممنونم.

 

 

ديدي دلم شكست؟!!
ديدي چيني اصل قلب خويش
سپردم به دستهاي خواهشت

ديدي..بي حواس!!!
پايت به سنگ خورد..افتادبر زمين ...شكست
ديدي چه بي صدا دلم شكست؟

ديدي حديث عشق و جنونت فسانه بود
ديدي عاشقا نه هايت فقط يك ترانه بود
ديدي عشق پاك من برايت بهانه بود
وكلام نگاهم برايت چه بيگانه بود

ديدي كوهكن!!
ديدي بجاي كوه غم تيشه ات قلب من نشانه گرفت
ديدي قايق عشقم ز درياي محبت كناره گرفت
كبو تر دلم هواي آشيانه گرفت
آسمان غمم ابر ناله گرفت
ديدي
عشقت حباب بود و در هو ا شكست
ديدي دلم شكست ؟

بي وفا!!!
بيهوده مكوش دلريزه هاي مرا جمع آوري كني
مرا با دروغهاي خود باز راضي كني
كه از چهره ام رفع دل آزاري كني
با اعتمادم بازي كني

ديدي...كه ديوار صو تي هفت شهر عشق با ناله غمم شكست
ديدي دلم شكست؟....

 

 

از چشمهاي شرقی غم تا چكيده ام
در بافت هاي تيره ي غمها تنيده ام

آن سو غباري است هواي دلم چو دود
اين سو به بغض خالي ماتم رسيده ام

آن سو براي تو و اين سو براي خود
بن بست كوچه را به تماشا كشيده ام

ديگر مگو که می دمد از چشم تو سحر
من شب نشسته ام زسياهي چكيده ام

در تو روايت سحرو ماه و نور چیست
افسانه يا سرود كه هر شب شنيده ام

ني ، ني اميد خاطر من، اي عزيز خوب
عمری براي آمدنت راه ديده ام

شايد كه صبح تازه ي باراني ام شوي
در دشت هاي تیره و تنها دويده ام

 

 به چشمي اعتماد كن كه به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ، به دلي دل بسپار كه جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير كه باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است.... .

 

 

این دو کلمه را واسه کسی نوشتم که نفهمید با من چه ها کرد

آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟ . بسوی کدام قبله نماز می خوانی؟ 

 

موفق باشید دوستان.

یا علی


موضوع :
| +| نوشته شده در جمعه 23 فروردین1387 و ساعت 2:30 PM توسط لیدا |


نوروز
 

 

گفتي كه مرا دوست نداري گله اي نيست

بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست

گفتم كه كمي صبر كن و گوش به من كن

گفتي كه نه،بايد بروم،حوصله اي نيست

پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف

تو رفتي و ديگر اثري از چلچله اي نيست

گفتي كه كمي فكر خودم باشم و ان وقت

جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست

رفتي تو،خدا پشت و پناهت به سلامت

بگذار بسوزد دل من مسئله اي نيست
 

 

سکوت . صدای رسای تمام عالم است

گوش کن . صدای بال پروانه را فقط در سکوت می شنوی

وصدای خنده گلی که تازه شکفته است

نگاه کن پرستو در سکوت اوج می گیرد

و تو در سکوت در اوج تنهایی در غوغای غربت در هجوم بی کسی با شکو ه تمام آمدی

تو به سرزمین کوچک قلبم آمدی

و چه خوش آمدی... .

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 

سلام به تمام دوستان

پیشاپیش عید نوروز و به همتون تبریک میگم

و برای همتون ارزو میکنم که ایشا الله سال خوبی داشته

باشین

هر روزتان نوروز         نوروزتان پیروز 

دوستان شرمنده که دیر به دیر آپ میکنم.  ممنون از نظراتتون عزیزانم.

یا علی


موضوع :
| +| نوشته شده در شنبه 25 اسفند1386 و ساعت 9:45 PM توسط لیدا |


 

تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ...

 تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ...

 تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم ...

 تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. .

تنهايي را دوست دارم زيرا....

در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان

خواهم کرد.

تنها براي تو مي نويسم براي چشمان تو كه برق چشمانم را زنده مي كند. براي دستان تو كه گرماي عشق را خجالت زده مي كنند. براي لبانت كه جز ترنم هاي محبت را نمي بوسند. براي قلب مهربانت كه جز عاطفه در آن نمي ماند. براي تو مينويسم كه وجودت همه پاكي وصفاست . براي تپش هاي قلبت كه نبضم را به زدن وا مي دارند. براي نگاه هاي پر مهرت كه حسرت را در نگاهم زنده مي كنند، حرفهايت كه جوانم مي كنند. آرزوهايت كه روياهايم را قوت مي بخشند.

 

 

 

آنکس که مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود که به شوق من امده باشد رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان اوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد: دوستت دارم .

 

 

 

 

من غروب عشق خود را در نگاهت ديده ام....من بناي ارزو ها را زهم

پاشيده ام.... آنچه بايد من بفهمم اين زمان فهميده ام.... در دل خود من به عشق پوچ توخنديده ام .

 

 

 

مي داني ديشب در عمق تنهاييم در سكوت پايان نا پذير اتاقم دلم براي خودم سوخت و خاكستر شد براي دلي كه هيچ ظلمي نكرد و هيچ جفايي نكرد و هيچ كس را نيازندارد. اما خود ظلم و جفا ديد و شكست و خرد شد.

 

 

عاشق هرکس شدم او شد نصيب ديگري ... دل به هرکس دادم او هم زد به قلبم خنجري ... من سخاوت ديده ام دل را به هرکس مي دهم ... شرم دارم پس بگيرم آنچه را بخشيده ام.

 

 

شبي خواب ديدم با خدا کنار ساحل قدم ميزنم،رد پاي هردوي ما روي ساحل بود،وقتي برگشتم و به گذشته نگاه کردم ديدم در موقع سختي تنها يک رد پا کناره ساحل است، پس به خدا گله کردم و گفتم:خدايا چرا در موقع سختي مرا تنها گذاشتي؟، خدا لبخندي زدو گفت: بنده ی من, در آن موقع تو در آغوش من بودی

 

 

وقتي نگاه عاشق کسي به توست مي بيني اما دلت بسته به مهر ديگري است. بي اعتنا مي گذري وعاشقانه به کسي مي نگري که دلش پيش تو نيست .

 

 

یا علی


موضوع :
| +| نوشته شده در سه شنبه 9 بهمن1386 و ساعت 7:49 PM توسط لیدا |


محرم

 

فرا رسیدن ماه محرم وصفر را به شما عاشقان امام حسین ویاران وفا دارش تسلیت عرض میکنم.

 بسم رب الحسین(علیه السلام)

محرم آمد(حسین) ماه غم آمد      بزن بر سر وبر سینه مه ماتم آمد 

حسین ای عشقم، حسین ای ماهم      شدم دیوانه بی می وپیمانه

دلم رام من، سرم جام من         به عالم دادم، جز تو ساغر نخواهم

مست از گل یاسم، خراب احساسم   از عزل تا شام ابد غلام عباسم

 

                                         

 

 چند حدیث زیبا پیرامون ماه محرم وعزاداری واشک

1:رسول الله(ص)فرمود:

برای شهادت حسین(ع)،حرارت وگرمایی در دلهای مؤمنان

است که هرگزسرد وخاموش نمی شود.

2:امام رضا(ع)فرمود:هرگاه ماه محرم فرا می رسید،پدرم دیگر خندان دیده نمی شدوغم وافسردگی بر او غلبه می یافت تا آنکه ده روز از محرم می گذشت،روز دهم محرم که می شد،آن روز ،روز مصیبت واندوه و گریه پدرم بود.

3:امام صادق(ع)می فرماید:پدرم امام باقر(ع)به من فرمود:ای جعفر!از مال خودم فلان مقدار وقف نوحه خوان کن که به مدت ده سال در(منا)در ایام حج،بر من نوحه خوانی وسوگواری کنند.

منبع:چهل حدیث عزاداری(جواد محدثی)

                 

        


اين ماه بهترين ماه سال اين ماهي است كه امام حسين به شهادت ميرسه ماهي است كه امام حسين تمام وجودش رو براي نگهداشتن اسلام به ميدان ميزاره ماهي است كه علي اكبر به ميدان ميره و به شهادت ميرسه ماهي است كه عبدالله ميره به ميدان و شهيد ميشه حضرت اباالفضل ميره كه آب بياره اما نميتونه و به شهادت ميرسه امام حسين تمام وجودش رو گذاشت همه رو فداي اسلام كرد مي جنگيد تا اسلام بماند و از بين نروند
ميجنگيد كه كفر و زورگويي از بين برود ميجنگيد تا نماز بماند حتي در بين جنگ امام حسين نماز خود را بپا داشت امام حسين حتي بچه شير خواره خود را هم فداي اسلام كرد نگذاشت كه دست دشمنان به نامحرمان برسد حتي وقتي امام حسين از اسب روي زمين افتاد وقتي زينب به طرف امام حسين دويد فرمود تا من به شهادت نرسيدم شما هيچ كاري نكنيد از خيمه ها بيرون نياييد
خوش به حال آنهايي كه اين ماه را كناتر حرم شش گوشه اش هستند ما كه در ايران هستيم دو حرم هم در ايران هست كه نبايد انها را خالي گذاشت حضرت معصومه (س) و حضرت امام رضا (ع) حالا ما چه كار كرديم براي محرم آيا خود را براي محرم آماده كرده ايم
من با يكي از كساني كه تازه از كشور غربي به ايران اومده بود صحبت كردم و از من پرسيد كه در محرم كه ماه حرام است همه گريه ميكنند و ميخورند اما رمضان كه مبارك هست و همه خوشحال هستند هيچ كس هيچ چيزي نميخوره و همه سيرند؟ من ميخواستم شما جواب اين را بدهيد.
اميدوارم كه اين ماه را مفت و مجاني از دست ندهيد.
 
                       

    یا علی

 

                                       


موضوع :
| +| نوشته شده در پنجشنبه 20 دی1386 و ساعت 4:58 PM توسط لیدا |


.... .
 

سلام دوستان خوبم.

شرمنده که دیر به دیر آپ میکنم. گرفتاریهای دانشگاست دیگه. امتحانات نهاییم تمام شد دعا کنید واسم.

از نظراتون ممنوننم. موفق باشید.

 

دو چيز را فراموش نكن: ياد خدا و ياد مرگ.دو چيز را فراموش كن : بدي ديگران در حق تو و خوبي تودر حق ديگران چهار چيز را نگه دار : گرسنگيت را سر سفره ديگران، زبانت را در جمع ، دلت را سردر نماز .چشمت در خانه ي دوست

 

 متين ترين کلمه عشق است . جذاب ترين کلمه آشنايي است. پاک ترين کلمه وجدان است. تلخترين کلمه جدايي است. زشت ترين کلمه خيانت است. سخت ترين کلمه تنهايي است. بدترين کلمه بي وفايي است. بهترين كلمه تويي

 

نقاشي تو را مي کشم ولي به جاي رنگ قرمز به قلب فلزي ات ضد زنگ مي زنم ! تا از آسيب اشک هايم در امان باشد

 میخوام به سردی شبهام بخندم... میخوام به پوچی فردام بخندم... وقتی میبینمت با دیگرونی... تو اوج گریه هام میخوام بخندم... میخوام داد بزنم تنهای تنهام... میخوام وقتی میگم تنهام بخندم

 

تنهاييم را با تو قسمت مي كنم سهم كمي نيست گسترده تر از عالم تنهايي من عالمي نيست

 

دکتر علي شريعتي: به سه چيز تکيه نکن ، غرور ، دروغ و عشق. آدم با غرور ميتازد، با دروغ ميبازد و با عشق ميميرد

 

زندگی دفتری از خاطرهاست ... یک نفر در دل شب ، یک نفر در دل خاک ... یک نفر همدم خوشبختی هاست ، یک نفر همسفر سختی هاست ،چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد... ما همه همسفریم

 

در دنيا خواستار 3 چيز باش ستاره بمدت 1شب گل بمدت 1 روز رفاقت بمدت 1 عمر

 

خيلي جالبه: از سوسک مي ترسيم............ ....از له کردن شخصيت ديگران مثل سوسک نميترسيم. از عنکبوت ميترسيم............ ....از اينکه تمام زندگيمون تار عنکبوت ببنده نمي ترسيم. از خوب سرخ نشدن قورمه سبزي ميترسيم............ ....از سرخ شدن ادما از خجالت نميترسيم. از سرما خوردگي ميترسيم............ ....از سرخورده کردن دوستامون نميترسيم. از شکستن ليوان ميترسيم............ ....از شکستن دل ادما نميترسيم

 

آسمون به ماه میگه: عشق یعنی چی؟ ماه میگه: یعنی اومدن دوباره‌ی تو ماه میگه؟ تو بگو عشق یعنی چی؟ آسمون میگه : انتظار دیدن تو

 

افسوس... آن زمان كه بايد دوست بداريم كوتاهي ميكنيم آن زمان كه دوستمان دارند لجبازي ميكنيم و بعد ... براي آن چه از دست رفته آه ميكشيم

 

 

  یا علی


موضوع :
| +| نوشته شده در یکشنبه 16 دی1386 و ساعت 3:34 PM توسط لیدا |


عید قربان

 

 

عيد سعيد قربان تجلي وحدت مسلمانان
حول محور توحيد مبارك باد

 

روز دهم ماه قمري ذي حجه، مصادف با عيد قربان از گراميترين اعياد مسلمانان است که به ياد حضرت ابراهيم (ع) و فرزندش حضرت اسماعيل (ع)، توسط مسلمانان سراسر جهان جشن گرفته ميشود.

عيد قربان که از جمله تعطيلات رسمي مسلمانان است، از يک تا چهار روز جشن گرفته ميشود و در طي آن مردم با پوشيدن بهترين پوشاک خود، پس از انجام عبادات، به ديد و بازديد و جشن و سرور ميپردازند.


البته برگذار کردن مراسم قرباني در اين عيد بر همه واجب نيست و تنها بر زائران خانه خدا در مراسم حج واجب است، اما بسياري از مسلمانان در سراسر جهان در اين روز، گوسفند، گاو يا شتري را قرباني کرده و گوشت آنرا بين همسايگان و مستمندان تقسيم ميکنند.

حجاج در اين روز پس از به پايان رساندن مناسک حج، حيواني را ذبح مى‏کنند و پس از قربانى آنچه بر آنان در حال احرام، حرام شده‏ بود - مانند نگاه کردن در آينه، گرفتن ناخن و شانه زدن مو - ، حلال مى‏گردد و با توجه به اينکه حج، يکي از عبادتهاي بسيار مهم در اسلام است، توانايي به انجام رساندن آن نيز براي هر مسلماني بسيار شادي آور است، در نتيجه، روزي که پس از انجام وظايف‏ سنگين حج، به عنوان جايزه الهى و اتمام احرام پيش مى‏آيد را عيد ميدانند.

همچنين در روايت‏هاى مکررى نقل شده که در روز عيد اضحى، قربانى کنيد تا گرسنگان و بيچارگان اطعام گردند.

ريشه عيد قربان
در روايات مختلف ديني آمده است که ابراهيم (ع) در سن بالا داراي فرزندي شد که او را اسماعيل نام نهاد و برايش بسيار عزيز و گرامي بود. اما مدتها بعد، هنگامي که اسماعيل به سنين نوجواني رسيده بود، فرمان الهي چندين بار در خواب به حضرت ابراهيم نازل شد و بدون ذکر هيچ دليلي به او دستور داده شد تا اسماعيل را قرباني کند.

او پس از کشمکشهاي فراوان دروني، در نهايت با موافقت خالصانه فرزندش، به محل مورد نظر ميروند و ابراهيم (ع) آماده سر بريدن فرزند محبوب خود ميشود. اما به هنگام انجام قرباني اسماعیل خداوند که او را سربلند در امتحان می یابد، گوسفندی را برای انجام ذبح به نزد ابراهیم (ع) می فرستد.

این ایثار و عشق پیامبر به انجام فرمان الهی، فریضه ای برای حجاج می گردد تا در این روز قربانی کنند و از این طریق ایتام و فقرا را اطعام نمایند. دراین روز همچنین مستحب است که نماز عید قربان اقامه گردد. نماز عید قربان باید در فاصله زمانی طلوع آفتاب روز عید تا ظهر خوانده شود و شامل دو رکعت است.  
 
یا علی

موضوع :
| +| نوشته شده در چهارشنبه 28 آذر1386 و ساعت 1:44 PM توسط لیدا |


عشششق

 

 

براي تو كه گلبرگ هاي وجودت از مهر سرشار است

 

اي مهربانم چه زيباست به خاطر گل زيبا را به خاطر عشقمان تقديمت كنم كه و جودت سر چشمه ي عطر تمامي  گلهاست ، قشنگ ترين گلهاي دنيا تقديم تو باد

اي مهربانم چه زيباست به خاطر تو زيستن و براي تو ماندن و به پاي تو سوختن

اي لطيف تر از عطر گلهاي  بهاري كه از بوستان عشق بر مي خيزد

اي مهربانم چه زيباست  آن روزي كه مهمان قلبم شدي ، خوب به ياد دارم، روزي كه با خود گفتم كسي را يافته ام  كه ديگر از دست نخواهم داد.

روزي كه اميدها و آرزوهاي فراواني از خاطرم مي گذشت...

و آن روز كه چشمانم با چشمان تو ديدار كرد ، دانستم كه دير زمانيست  ميشناسمت

روزي كه تو را ديدم با خود گفتم گه يگانه ي خويش را يافتي پس ديوانه وار عاشقش باش ، او را چون پروردگارت بپرست، عزيز بدارش و تا سرحد مرگ عاشقش باش .

يادم هست آن هنگام كه عاشقت شدم با خود پيمان بستم كه ديگر در نگاه هيچ كس كه تمناي مهر و توجه دارد نگاهي نكنم پيمان بستم كه تنها نگاه عشقم را وقف چشمان زيبا و سيماي دلرباي تو كنم تا فردا روزي پشيمان نباشم پشيمان نباشم كه چرا آن گونه كه لايقش بودي دوستت نداشتم ، پشيمان نباشم كه چرا عشقم را ابراز نكردم ، عمل نكردم به آنچه مي گويم تا اثباتي باشد بر حرفهاي  عاشقانه ام ...

و اينك نيز ، همچنان بر عهد خود وفادارم و پيماني دوباره مي بندم كه خورشيد نگاهم بر هيچ افق ديگري جز وجود تو طلوع نكند و بر هيچ كس جز تو نتابد

عشقم را در سينه پنهان و قلبم را از هر كس مخفي خواهم كرد تا دور از چشمانت كسي آن دو را از من نگيرد .

و اينك بر بلند اي قله عشق و صداقت نام تو را فرياد مي كنم، اميدوارانه نامت را مي خوانم و اميدوارم كه مرور زمان ذره اي از عشقت در من نكاهد و گذر ثانيه ها افزاينده مهر و محبتم به تو باشد .

مي خواستم زيباترين  كلمات را به كار بگيرم تا ذره اي از دوست داشتنم را تقديم وجود ت كنم پس از ژرفاي قلبم مي گويم با صداقت با محبت با عشق دوستت دارم تا قيامت

 

 

 


موضوع :
| +| نوشته شده در پنجشنبه 8 آذر1386 و ساعت 11:15 PM توسط لیدا |


راز عشق
 

 سلام.

معذرت میخوام میدونم خیلی دیر کردم.   امتحان داشتم بازم منو ببخشید.

ممنون از نظرای زیباتون دوستان خوبم.

 

راز اول عشق 
راز عشق در تواضع است . این صفت نشانه ی تظاهر نیست. بلکه نشان دهنده ی احساس وتفکری قوی است. میان دو نفری که یکدیگر را دوست دارند ، تواضع مانند جویبار آرامی است که چشمه ی محبت آنها را تازه و با طراوت نگه میدارد

 
راز دوم عشق 
راز عشق در احترام متقابل است. احساسات متغیرند،اما احترام دو طرف ثابت می ماند. اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو متفاوت است، با احترام به نظرهایش گوش کن . احترام باعث می شود که او بتواند خودش باشد. 
 
راز سوم عشق 
راز عشق در اين است كه به يكديگر سخت نگيريد . عشقي كه آزادانه هديه نشود ، اسارت است
 
راز چهارم عشق 
راز عشق در اين است كه رابطه تان را مانند يك باغ با محبت تزيين كنيد . بذر علاقه ها و عقيده هاي تازه بكار كه زيبايي برويد . ضمنا" فراموش نكن كه باغ را بايد هرس كرد ، مبادا غنچه هاي گل پوشيده از علف هاي هرزه ي عادت ها شود .براي آنكه عشق همواره با طراوت بماند ، بايد به آن مثل هنر ، خلاقانه نگاه كرد
.

 
راز پنجم عشق 
راز عشق در خوش مشربي است . شوخي با ديگران را فراموش نكن ، در ضمن مراقب شوخي ها هم باش . شوخي ناپسند نكن . شوخي بايد از روي حسن نيت باشد ، نه نيشدار
 
راز ششم عشق 
راز عشق در اين است كه هر روز كاري كني كه شريك زندگيت را خوشحال كند ، كاري مثل دادن هديه اي كوچك ، تحسين ،لبخندي از روي محبت . نگذار كه جويبار محبت تان از كمي باران ، بخشكد
 
 
راز هفتم عشق 
راز عشق در اين است كه حقيقت اصلي عشق ، يعني تفكر را از ياد نبري . آيا يك رابطه ي دراز مدت ، مهمتر از اختلافات كوچك و زود گذر نيست ؟
 
 
راز هشتم عشق 
راز عشق در اين است كه مانع بروز هيجانات منفي در وجودت شوي ، و صبر كني تا خونسردي را دوباره به دست آوري . با اين كه احساس جلوه ي الهام است ، اما شخص عصباني نمي تواند چيز ها را با وضوح درك كند . قلبت را آرام كن تنها به اين وسيله مي تواني چيز ها را همان طور كه هستند ، دريابي .  
 
راز نهم عشق 
راز عشق در اين است كه طرف مقابلت را تحسين كني . هرگز با فرض اين كه خودش اين چيزها را مي داند ، از تحسين كردن غافل مشو . مشكلي پيش نخواهد آمد اگر بارها با خلوص نيت بگويي : دوستت دارم . گرچه احساسات بشري به قدمت نسل بشر است ، اما كلمات همواره تازه و جوان خواهند ماند .
 
 
راز دهم عشق 
راز عشق در اين است كه در سكوت دست يكديگر را بگيريد . كم كم ياد مي گيريد كه بدون كلام رابطه برقرار كنيد .
 
 

موضوع :
| +| نوشته شده در دوشنبه 28 آبان1386 و ساعت 11:37 PM توسط لیدا |


اشک
 
اشک می خواهم.. اشکی همچون اشک مسیح بر بالای صلیب که زمین را لرزاند.. اشکی همچون اشک ابراهیم .. اشکانی چو اشک علی که به آب چاههای مدینه می پیوستند... اشکی می خواهم چون اشک حسین در صحرای عرفه.. اشک می خواهم.. اشکی همچون اشک اسمائیل در صحرای مکه.. آنگاه که در میان صفا و مروه از اشکش زمزم به پا شد.. اشک می خواهم پاک.. اشک می خواهم بدون هیچ خواسته ای..

می خواهم که دلم همچون اشک پاک باشد.. آنقدر صاف و بی غبار باشد که دوست بدارد.. عشق بورزد.. یکرنگ و بی کینه.. ساده و رهگذر ...

چشمی می خواهم که از دلی صاف ببیند.. هر چه را می بیند خدای آن را هم ببیند.. درخت و آب جوی و شن و دیوار را خوب ببیند.. جهان را ببیند و حس کند...

 

 

 موفق باشید و از نظرات زیباتون ممنونم.

   

  یا علی


موضوع :
| +| نوشته شده در یکشنبه 22 مهر1386 و ساعت 11:21 PM توسط لیدا |