تبليغاتX
(( نزدیک ولی دور ))
چراغ دروغ بی فروغ است.



آدم نمیشی

 

دروغ نگو !تهمت نزن!من که گناهی ندارم

صدام نکن!چشمک نزن! من با توکاری ندارم

چرا میخوای بسوزونی خاطرهای کهنه رو

هیچ موقع ادم نمیشی از جلوی چشام برو

برو دیگه دوست ندارم ببینمت حتی یه بار

حتی نمی خوام که بگن از تو به من سالی یه بار

پرت وپلا بهم نگو دروغ گویی تو ذاتته

متهمی به بی کسی جهنمم زیادته

تو عاشق خزون شدی با سبزها چکار داری

می خوای که از یاد ببرم افت غنچها شدی

چی فکر میکنی که من کیم یه عاشق خجالتی

میخوام که از اینجا بری چون خیلی بی لیاقتی

 

 

خيال نكن نباشي بدون تو مي ميرم
گفته بودم عاشقم حرفمو پس ميگيرم

خيال نكن نموني كارم ديگه تمومه
ليلي فقط تو قصه است جنون ديگه كودومه !

كي ميگه تو نباشي ستاره بي فروغه
بذار همه بدونن كه عاشقي دروغه!

تو برده اي ميخواستي كه حرفتو بخونه
به پاي تو بسوزه براي تو بمونه

عروسكي ميخواستي رو طاقچتون بكاريش
وقتي بازي تموم شد كنج اتاق بذاريش

ديگه براي موندن اطاق تو شلوغه
عروسكا بدونين كه عاشقي دروغه!!!!

 


موضوع :
| +| نوشته شده در یکشنبه 13 خرداد1386 و ساعت 0:46 AM توسط لیدا |


شرمندگی

 

سلام دوستان. خیلی دلم واسه شما تنگ شده.  میدونم ازم خیلی دلخورید اما بخدا مشکلات داشتم و رو همه این مشکلات درسم هم مونده بود. امیدوارم ببخشید من رو.     پنجشنبه آخرین امتحان رو دارم واسم دعا کنید.  بازم خیلی خیلی خیلی معذرت میخوام. انشاالله بعد روز پنجشنبه شرو میکنم به آپ کردن.

چنان دلگيرم از دنيا که خود را هم نمي خواهم

به اين زخم دل خونين دگر مرهم نمي خواهم

همه نامهربانند در اين دنياي پر تذوير

چنين شد حاصل عمرم ... که جز مرگم نمي خواهم

--------------------------------------------------------------------------------------------

 

 

 از تمامی شما دوستان تشکر میکنم که به وبلاگ با نظرهاتون انرژی میدین.

میترسم اسم ببرم و خیلی هارو فراموش کنم پس اسم نمیبرم و قلباْ ازتون ممنونم.

   مواظب خودتون باشید.

  یا علی

 

 


موضوع :
| +| نوشته شده در دوشنبه 7 خرداد1386 و ساعت 5:24 PM توسط لیدا |