تبليغاتX
(( نزدیک ولی دور ))
چراغ دروغ بی فروغ است.



خسته ام

 

من ز بخت سیاهم اشکی چکیده به راهم
سوزم از آتش آهم نفرین بر این زندگی

در کویر حیاتم با بار سنگین این غم
آواره ای بی پناهم نفرین بر این زندگی

زندگی، ای زندگی ، ای همه افسردگی
تو این کابوس غم آمده به خوابم

زندگی ، ای زندگی ، ای همه افسردگی
تو این کابوس غم آمده به خوابم



من ز بخت سیاهم اشکی چکیده به راهم
سوزم از آتش آهم نفرین بر این زندگی

دل سزای محبت بیند دوروئی و محنت
یارب چه بوده گناهم نفرین بر این زندگی

ای خدا ای آسمان ای تمام کهکشان
سیرم از زندگی از این بیهودگی

ای خدا ای آسمان ای تمام کهکشان
سیرم از زندگی از این بیهودگی...

خسته ام از زندگی از سوز و ساز

           خسته ام از سوز درد انتظار

    و چه دنیای پر از شور و شریست

مردمانش را نقاب دیگریست

  عشق می دزدی خرابت می کنند

   دوست می داری جوابت می کنند

خسته ام .......

 

رسم زندگی این است
یک روز کسی را دوست داری
و روز بعد تنهائی
به همین سادگی
او رفته است
و همه چیز تمام شده است
مثل یک میهمانی که به آخر می رسد
و تو به حال خود رها می شوی
چرا غمگینی؟
این رسم زندگیست
تو نمی توانی آن را تغییر دهی
پس تنها آواز بخوان
این تنها کاریست که از دستت بر می آید

خسته ام  از این دنیای به ظاهر زیبا
 
  از این مردم که به ظاهر  صادق و با وفا اند 
 
 خسته ام  از دوری  , از درد انتظار از این بیماری نا علاج
 
خسته ام از این همه دروغ  و نیرنگ ... خسته ام 
 
آری پروردگارا از این دنیا خسته ام از آدم هایش
 
از دروغ هایش از نیرنگ هایش خسته ام 
  
 
پس کو صداقت و محبت چرا اندکی محبت
 
در میان دل مردم  نیست همش نیرنگ پیداست
 
دیگر دست محبتی در میان مردم نیست
 
دیگر عشقی پاک و مقدس در میان مردم نیست
 
سفره ی دل مردم همش دروغ است
 
به ظاهر پاک و صادقانه است

خسته ام از اين كوير، اين كوير كور و پير
اين هبوط بي دليل، اين سقوط ناگريز
آسمان بي هدف، باد هاي بي طرف
ابرهاي سر به راه، بيد هاي سر به زير
اي نظاره شگفت، اي نگاه ناگهان!
اي هماره در نظر، اي هنوز بي نظير!
آيه آيه ات صريح، سوره سوره ات فصيح
مثل خطي از هبوط، مثل سطري از كوير
مثل شعر ناگهان، مثل گريه بي امان
مثل لحظه هاي وحي اجتناب نا پذير
اي مسافر غريب، در ديار خويشتن
با تو آشنا شدم، با تو در همين مسير!
از كوير سوت و كور، تا مرا صدا زدي
ديدمت ولي چه دور،‌ ديدمت ولي چه دير!
اين تويي در آن طرف پشت ميله ها رها
اين منم در اين طرف، پشت ميله ها اسير
دست خسته ي مرا مثل كودكي بگير
با خودت مرا ببر، خسته ام از اين كوير! 

 

یا علی
 

موضوع :
| +| نوشته شده در شنبه 19 بهمن1387 و ساعت 1:45 AM توسط لیدا |