من ز بخت سیاهم اشکی چکیده به راهم
سوزم از آتش آهم نفرین بر این زندگی
در کویر حیاتم با بار سنگین این غم
آواره ای بی پناهم نفرین بر این زندگی
زندگی، ای زندگی ، ای همه افسردگی
تو این کابوس غم آمده به خوابم
زندگی ، ای زندگی ، ای همه افسردگی
تو این کابوس غم آمده به خوابم
من ز بخت سیاهم اشکی چکیده به راهم
سوزم از آتش آهم نفرین بر این زندگی
دل سزای محبت بیند دوروئی و محنت
یارب چه بوده گناهم نفرین بر این زندگی
ای خدا ای آسمان ای تمام کهکشان
سیرم از زندگی از این بیهودگی
ای خدا ای آسمان ای تمام کهکشان
سیرم از زندگی از این بیهودگی...

خسته ام از زندگی از سوز و ساز
خسته ام از سوز درد انتظار
و چه دنیای پر از شور و شریست
مردمانش را نقاب دیگریست
عشق می دزدی خرابت می کنند
دوست می داری جوابت می کنند
خسته ام .......

رسم زندگی این است
یک روز کسی را دوست داری
و روز بعد تنهائی
به همین سادگی
او رفته است
و همه چیز تمام شده است
مثل یک میهمانی که به آخر می رسد
و تو به حال خود رها می شوی
چرا غمگینی؟
این رسم زندگیست
تو نمی توانی آن را تغییر دهی
پس تنها آواز بخوان
این تنها کاریست که از دستت بر می آید



سلام. از بابت تاخیر معذرت میخوام. ترم سختی داشتم.... .
ممنون از همگی دوستان![]()
فرا رسيدن تاسوعا و عاشوراي حسيني بر تمام مسلمين جهان تسليت باد .


نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز
دانشآموزان عالم را همه دانا کند
ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین
بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند
بیشک قیام امام حسین (ع) یکی از بزرگترین و شور انگیز ترین حوادث صدر اسلام است با توجه به نقش قهرمان اصلی آن نمیتوان نظیری در تاریخ بر آن پیدا کرد.
عاشورا حادثه ای بود که توسط شیعیان و آزادیخواهان جهان به جریان تبدیل شد حادثه ا ی که زمان را سیر میکند و درس آزادگی را در زمانها و مکانها و بین مردمان و ملیتها سیر میدهد.

مدت قيام امام حسين (ع) از روز امتناع از بيعت با يزيد تا روز عاشورا 175 روز طول كشيد (12 روز در مدينه، 4 ماه 10 روز در مكه، 23 روز در بين راه مكه تا كربلا و 8 روز در كربلا از 2 تا 10 محرم)
و حضرت سید الشهدا پس از دادن آخرین قربانی خویش سرباز شش ماه به سوی قتلگاه عشق و به سمت نگار و دلدار حقیقی خویش شتافت تا در بهشت به جمع پنج تن بپیوندد .
التماس دعا دارم از همه کسانی که تو ایام محرم در مراسمات شرکت می کنن از خدا بخواهید که به احترام مولامون حسین بن علی حاجت تمام حاجت مندان ، شفای مریضان ، رفع مشکلات مسلمین هر چه زودتر عنایت بکند . انشاءالله

یا علی![]()
مي خواهم گلي را برايت بفرستم اما مي ترسم از اينکه پژمرده شود پس "س" را از "گل سرخ" و "ل" را از گل " لاله" ، "ا" را از گل "اطلسي" و "م" را از گل " مريم" بر ميدارم و سلام را تقديمت مي کنم.
.... .

زندگي آرام است
مثل آرامش يك خواب بلند
زندگي شيرين است
مثل شيريني يك روز قشنگ
زندگي رويايي است
مثل روياي يك كودك ناز
زندگي زيبايي است
مثل زيبايي يك غنچه باز
زندگي تك تك اين ساعت هاست
زندگي چرخش اين عقربه هاست
زندگي راز دل مادر من
زندگي پيري دست پدر است
زندگي مثل زمان در گذراست

کار ما نيست شناسايي راز گل سرخ ،
کار ما شايد اين است
که در افسون گل سرخ شناور باشيم.

در دنياي بچه ها هر کي زودتر بگه دوستت دارم برنده هست
ولي در دنياي بزرگتر ها هر کي زودتر بگه دوستت دارم بازنده است

هرگز نبايد بپرسيم : چرا خداوند اين را بر من نازل كرده است ؟
اما مي توانيم بپرسيم : خداوند از من مي خواهد با اين چه كنم ؟
برنامه ي خداوند كامل است و هر چه روي مي دهد بهترين است .
در برنامه ي الهي هيچ خطايي وجود ندارد و براي كسي كه به آن ايمان داشته باشد همه چيز به خوبي پيش مي رود .

یا علی![]()
سلام.
دوستان خوب بازم دیر امدم. شرمنده و از همه شما ممنونم از نظرای زیباتون که منو خیلی خوشحال میکنه .![]()
-------------------------------------------------------------------

خداوندا مرا دریاب که دیگر رو به پایانم
تمام تن شدم زخمی ز تیغ همقطارانم
خداوندا نجاتم ده از این تکرارِ تکراری
از این بیداد دشمن را بجای دوست پـنداری
هیچ با من نیست در این ویرانه ی دنیا
در این نامردی ایام ، در این غمخانه ی دنیا
هیچ با من نیست در این آغازِ بی پایان
ز راه مرگ هم برگشتم ، که مردن هم نبود آسان
همانهایی که می گفتند همیشه یار من هستند
به هنگام نیاز افسوس به رویم دیده بر بستند

رفتم مرا ببخش و مگو او وفا نداشت
راهی بجر گریز برایم نمانده بود
ای عشق آتشین پر از د رد بی امید
در وادی گناه و جنونم کشانده بود
رفتم،که داغ بوسه پر حسرت ترا
رفتم که ناتمام بمانم در این سرود
رفتم که با نگفته بخود آبرو دهم
رفتم ،مگو که چرا رفت ، ننگ بود
عشق من و نیاز تو و سوز و ساز ما
از پرده خموشی و ظلمت ، چو نور صبح
بیرون فتاده بود به یکباره راز ما
رفتم ،که گم شوم چو یکی قطره اشک گرم
در لابلای دامن شبرنگ زندگی
رفتم،که در سیاهی یک گور بی نشان
فارغ شوم ز کشمکش و جنگ زند گی
من از د و چشم روشن و گریان گریختم
از خنده های وحشی طوفان گریختم
از بستر وصال به آغوش سرد هجر
آزرده از ملا مت وجدان گریختم
ای سینه در حرارت سوزان خود بسوز
دیگر سراغ شعله آتش ز من مگیر
می خواستم که شعله شوم سرکشی کنم
مرغی شدم به کنج قفس بسته و اسیر
روحی مشوشم که شبی بی خبر ز خویش
در دامن سکوت بتلخی گریستم
نالان ز کرده ها و پشیمان ز گفته ها
دید م که لایق تو و عشق تو نیستم

خسته و زخمي و داغون
يه گوشه كنج خيابون
گونه هام خيس از اشك و
تو دلم غصه فراون
هركسي رد ميشه انگار
منو اصلا نميبينه
هيچ كسي حتي يه لحظه
پاي حرفام نميشينه
هيچ كسي دلش نميخواد
جاي من باشه يه روزم
بايد اينجا تك و تنها تا هميشه من بسوزم
مني كه يه روزگاري
واسه خودم كسي بودم
همه چي داشتم و اين جور
غريب و بي كس نبودم
تف و لعنت به تو اي عشق كه منو ديونه كردي
خونه ي آباد من رو اينجوري ويرونه كردي

تا حالا فكر كردي؟
حتما مي پرسي به چي؟
به خودت و خدا و دنيا
هر سه باهم
اصلا يه جمله بگو كه هر سه ي اينا تووش باشه
من مي گم:" من خداي هر دو دنيا رو دوست دارم"
اون يكي مي گه:" خداي دنيا مال منه"
اين يكي مي گه:"خداي من دنيا چيه؟"
ديگري مي گه:"خدا خدا خدا من دنياي تو رو دوست ندارم"
و...
تا دلت بخواد جمله هست .جمله هايي كه بعضي هاشون دل ادمو مي لرزونه
دلت مي خواد يه عشق واقعي رو تجربه كني كه فقط و فقط از بودنش لذت ببري؟
به همين جمله ها فكر كن و اونها رو با جمله ي خودت مقايسه كن.
اگه بخواي واقعا ببيني و بفهمي توي همين چند تا جمله چه رازها كه نخوابيده.
اگه حتي يه ذره هم روت تاثير گذاشته و مي خواي كه بري به سمتش
امشب موقشه
مي پرسي چرا امشب؟ من هم بهت مي گم اگه بري و قران رو باز كني و سوره ي قدر رو بخووني همه چيز دستگيرت ميشه.
ببنم چي كار مي كني!!!!!


![]()
سلام دوستان. درسام سنگین شده واسه همین دیر به دیر آپ میکنم و از این هفته هم ترم تابستونیم شروع میشه. از نظراتون ممنونم. موفق باشید![]()
گوشه چشمم كه از اشك پر ميشود ميفهمم كه دستانم باز تهي شده است. دستاني كه اگر تو نخواهي هرگز نمي بخشد. هرگز نميتواند ببخشد. اگر تو نخواهي من نمي توانم. اما حتي اگر اراده كني، من نميتوانم نخواهم! خداي من! خوب ميداني كه وقتي آرزويي در دل بنده ات جوانه ميزند، وقتي براي به بار نشستن درخت آرزويش، در طلب قطره اي آب، چشم نياز را با آب دعا تر ميكند، ديگر براي اراده تو هم دير شده است!
خداي من! هر زمان كه نام تو قافيه شعرهايم ميشود، وزن غزل زندگي در كفه تعادل آرام مي گيرد. قافيه از توست. وزن از تو. غزل از تو. بي تو هيچم.
خداوندا! چه شده كه وقتي كه يكي از بدترين بنده هايت، بهترين چيزها را براي يكي از بهترين بنده هايت طلب مي كند بي پاسخش ميگذاري؟ چه شده كه حافظ كلام تو، مرا در ميان جفاي خار هجران به صبر بلبل دعوت ميكند؟ آخر چه حكمتي است كه تشنه معرفتت را به آب وصال سيراب نميكني؟ ميداني كه نميدانم.
خدايا! آرزوهايم را خوب ميداني و ميشناسي. ميدانم كه ميداني. ميداني كه هر چه كردم، به شوق رضاي تو كردم. اما قفس بدگماني و سوء ظن بنده هايت، بالهاي مرا بسته و نيت نيك مرا بي سرانجام باقي گذاشته. بزرگترين نعمتي كه از تو ديده ام لذتي است كه از كمك و ياري به بندگانت به من بخشيده اي. آخر اگر قدرت آن را از من بگيري با دستان خالي چه كنم؟ به چه اميدي صبوري كنم؟ چقدر ناتوان شده ام...
چه كسي از اين آشوب شيرين قلب من خبر دارد جز خداي قلب من؟ به تو پناه مي برم اي خداي مهربان من. تنهايم مگذار.

پروازميكنم به اوج ها هفت اسمان رابايدطي كنم وهفت شهرعشق رابپيمايم راستي ازسيمرغ خبرداري ميخواهم اورابيابم وبه اوبگويم من يافته ام اورا يافته ام خدارا يافته ام عشق را ميخواهم بگويم خداي من درفرازآسمان هست درتمام دنياهست ودردل من بيش ازهمه ميخواهم به مرغان عشق بگويم اورايافته ام درقلبم دروجودم ميخواهم بگويم خداي اسمانها-خداي عشق -خداي من درقلب من است درروح من است اورادوست دارم ومي پرستمش .


به سوي تو گشوده ام. مي دانم كه در بندگي ات اهمال كرده ام و در طاعتت كوتاهي. اگر راه حياء مي پيمودم، بايستي از خواستن و دعا نمودن دست مي كشيدم. اما آنگاه كه شنيدم گناه كاران را به درگاهت فرا خوانده اي به امتثال ندايت آمدم و به عواطف تو، اي مهربان ترين مهربانان.

به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر سفر نکنی
اگر چيزی نخوانی
/
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی
اگر از خودت قدردانی نکنی
/
به آرامی آغاز به مردن میکنی
زمانی که خودباوری را در خود بکشی
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند
/
به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر برده عادات خود شوی
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی
/
اگر روزمرگی را تغيير ندهی
اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی
يا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی
/
تو به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر از شور و حرارت
از احساسات سرکش
و از چيزهایی که چشمانت را به درخشش وامیدارند
و ضربان قلبت را تندتر میکنند
دوری کنی
/
تو به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر هنگامیکه با شغلت، یا عشقت شاد نیستی، آنرا عوض نکنی
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی
اگر ورای رویاها نروی
اگر به خودت اجازه ندهی
که حداقل یکبار در تمام زندگیت
ورای مصلحت اندیشی بروی
/
امروز زندگی را آغاز کن
امروز مخاطره کن
امروز کاری بکن
نگذار که به آرامی بمیری
شادی را فراموش نکن
((پابلو نرودا))

یا علی![]()
سلام دوستان عزیز. بنا به دلایلی نمیتونم تا چند ماه آپ کنم اما هر مدت یه بار میام چک میکنم نظرات شمارو. از نظرهای قبلی همه عزیزانم ممنونم.

ديدي دلم شكست؟!!
ديدي چيني اصل قلب خويش
سپردم به دستهاي خواهشت
ديدي..بي حواس!!!
پايت به سنگ خورد..افتادبر زمين ...شكست
ديدي چه بي صدا دلم شكست؟
ديدي حديث عشق و جنونت فسانه بود
ديدي عاشقا نه هايت فقط يك ترانه بود
ديدي عشق پاك من برايت بهانه بود
وكلام نگاهم برايت چه بيگانه بود
ديدي كوهكن!!
ديدي بجاي كوه غم تيشه ات قلب من نشانه گرفت
ديدي قايق عشقم ز درياي محبت كناره گرفت
كبو تر دلم هواي آشيانه گرفت
آسمان غمم ابر ناله گرفت
ديدي
عشقت حباب بود و در هو ا شكست
ديدي دلم شكست ؟
بي وفا!!!
بيهوده مكوش دلريزه هاي مرا جمع آوري كني
مرا با دروغهاي خود باز راضي كني
كه از چهره ام رفع دل آزاري كني
با اعتمادم بازي كني
ديدي...كه ديوار صو تي هفت شهر عشق با ناله غمم شكست
ديدي دلم شكست؟....

از چشمهاي شرقی غم تا چكيده ام
در بافت هاي تيره ي غمها تنيده ام
آن سو غباري است هواي دلم چو دود
اين سو به بغض خالي ماتم رسيده ام
آن سو براي تو و اين سو براي خود
بن بست كوچه را به تماشا كشيده ام
ديگر مگو که می دمد از چشم تو سحر
من شب نشسته ام زسياهي چكيده ام
در تو روايت سحرو ماه و نور چیست
افسانه يا سرود كه هر شب شنيده ام
ني ، ني اميد خاطر من، اي عزيز خوب
عمری براي آمدنت راه ديده ام
شايد كه صبح تازه ي باراني ام شوي
در دشت هاي تیره و تنها دويده ام

این دو کلمه را واسه کسی نوشتم که نفهمید با من چه ها کرد
آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟ . بسوی کدام قبله نماز می خوانی؟
موفق باشید دوستان.
یا علی

بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست
گفتم كه كمي صبر كن و گوش به من كن
گفتي كه نه،بايد بروم،حوصله اي نيست
پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف
تو رفتي و ديگر اثري از چلچله اي نيست
گفتي كه كمي فكر خودم باشم و ان وقت
جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست
رفتي تو،خدا پشت و پناهت به سلامت
بگذار بسوزد دل من مسئله اي نيست

سکوت . صدای رسای تمام عالم است
گوش کن . صدای بال پروانه را فقط در سکوت می شنوی
وصدای خنده گلی که تازه شکفته است
نگاه کن پرستو در سکوت اوج می گیرد
و تو در سکوت در اوج تنهایی در غوغای غربت در هجوم بی کسی با شکو ه تمام آمدی
تو به سرزمین کوچک قلبم آمدی
و چه خوش آمدی... .
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

سلام به تمام دوستان ![]()
![]()
![]()
![]()
پیشاپیش عید نوروز و به همتون تبریک میگم![]()
![]()
![]()
![]()
و برای همتون ارزو میکنم که ایشا الله سال خوبی داشته
باشین![]()
![]()
![]()
![]()
هر روزتان نوروز نوروزتان پیروز

دوستان شرمنده که دیر به دیر آپ میکنم. ممنون از نظراتتون عزیزانم.
یا علی![]()
تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ...
تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ...
تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم ...
تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. .
تنهايي را دوست دارم زيرا....
در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان
خواهم کرد.

تنها براي تو مي نويسم براي چشمان تو كه برق چشمانم را زنده مي كند. براي دستان تو كه گرماي عشق را خجالت زده مي كنند. براي لبانت كه جز ترنم هاي محبت را نمي بوسند. براي قلب مهربانت كه جز عاطفه در آن نمي ماند. براي تو مينويسم كه وجودت همه پاكي وصفاست . براي تپش هاي قلبت كه نبضم را به زدن وا مي دارند. براي نگاه هاي پر مهرت كه حسرت را در نگاهم زنده مي كنند، حرفهايت كه جوانم مي كنند. آرزوهايت كه روياهايم را قوت مي بخشند.
آنکس که مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود که به شوق من امده باشد رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان اوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد: دوستت دارم .

من غروب عشق خود را در نگاهت ديده ام....من بناي ارزو ها را زهم
پاشيده ام.... آنچه بايد من بفهمم اين زمان فهميده ام.... در دل خود من به عشق پوچ توخنديده ام .
مي داني ديشب در عمق تنهاييم در سكوت پايان نا پذير اتاقم دلم براي خودم سوخت و خاكستر شد براي دلي كه هيچ ظلمي نكرد و هيچ جفايي نكرد و هيچ كس را نيازندارد. اما خود ظلم و جفا ديد و شكست و خرد شد.
عاشق هرکس شدم او شد نصيب ديگري ... دل به هرکس دادم او هم زد به قلبم خنجري ... من سخاوت ديده ام دل را به هرکس مي دهم ... شرم دارم پس بگيرم آنچه را بخشيده ام.

شبي خواب ديدم با خدا کنار ساحل قدم ميزنم،رد پاي هردوي ما روي ساحل بود،وقتي برگشتم و به گذشته نگاه کردم ديدم در موقع سختي تنها يک رد پا کناره ساحل است، پس به خدا گله کردم و گفتم:خدايا چرا در موقع سختي مرا تنها گذاشتي؟، خدا لبخندي زدو گفت: بنده ی من, در آن موقع تو در آغوش من بودی
وقتي نگاه عاشق کسي به توست مي بيني اما دلت بسته به مهر ديگري است. بي اعتنا مي گذري وعاشقانه به کسي مي نگري که دلش پيش تو نيست .
یا علی![]()
فرا رسیدن ماه محرم وصفر را به شما عاشقان امام حسین ویاران وفا دارش تسلیت عرض میکنم.

بسم رب الحسین(علیه السلام)
محرم آمد(حسین) ماه غم آمد بزن بر سر وبر سینه مه ماتم آمد
حسین ای عشقم، حسین ای ماهم شدم دیوانه بی می وپیمانه
دلم رام من، سرم جام من به عالم دادم، جز تو ساغر نخواهم
مست از گل یاسم، خراب احساسم از عزل تا شام ابد غلام عباسم
چند حدیث زیبا پیرامون ماه محرم وعزاداری واشک
1:رسول الله(ص)فرمود:
برای شهادت حسین(ع)،حرارت وگرمایی در دلهای مؤمنان
است که هرگزسرد وخاموش نمی شود.
2:امام رضا(ع)فرمود:هرگاه ماه محرم فرا می رسید،پدرم دیگر خندان دیده نمی شدوغم وافسردگی بر او غلبه می یافت تا آنکه ده روز از محرم می گذشت،روز دهم محرم که می شد،آن روز ،روز مصیبت واندوه و گریه پدرم بود.
3:امام صادق(ع)می فرماید:پدرم امام باقر(ع)به من فرمود:ای جعفر!از مال خودم فلان مقدار وقف نوحه خوان کن که به مدت ده سال در(منا)در ایام حج،بر من نوحه خوانی وسوگواری کنند.
منبع:چهل حدیث عزاداری(جواد محدثی)


یا علی![]()
سلام دوستان خوبم.
شرمنده که دیر به دیر آپ میکنم. گرفتاریهای دانشگاست دیگه
. امتحانات نهاییم تمام شد دعا کنید واسم
.
از نظراتون ممنوننم![]()
. موفق باشید.

دو چيز را فراموش نكن: ياد خدا و ياد مرگ.دو چيز را فراموش كن : بدي ديگران در حق تو و خوبي تودر حق ديگران چهار چيز را نگه دار : گرسنگيت را سر سفره ديگران، زبانت را در جمع ، دلت را سردر نماز .چشمت در خانه ي دوست
متين ترين کلمه عشق است . جذاب ترين کلمه آشنايي است. پاک ترين کلمه وجدان است. تلخترين کلمه جدايي است. زشت ترين کلمه خيانت است. سخت ترين کلمه تنهايي است. بدترين کلمه بي وفايي است. بهترين كلمه تويي
نقاشي تو را مي کشم ولي به جاي رنگ قرمز به قلب فلزي ات ضد زنگ مي زنم ! تا از آسيب اشک هايم در امان باشد
میخوام به سردی شبهام بخندم... میخوام به پوچی فردام بخندم... وقتی میبینمت با دیگرونی... تو اوج گریه هام میخوام بخندم... میخوام داد بزنم تنهای تنهام... میخوام وقتی میگم تنهام بخندم
تنهاييم را با تو قسمت مي كنم سهم كمي نيست گسترده تر از عالم تنهايي من عالمي نيست
دکتر علي شريعتي: به سه چيز تکيه نکن ، غرور ، دروغ و عشق. آدم با غرور ميتازد، با دروغ ميبازد و با عشق ميميرد
زندگی دفتری از خاطرهاست ... یک نفر در دل شب ، یک نفر در دل خاک ... یک نفر همدم خوشبختی هاست ، یک نفر همسفر سختی هاست ،چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد... ما همه همسفریم
در دنيا خواستار 3 چيز باش ستاره بمدت 1شب گل بمدت 1 روز رفاقت بمدت 1 عمر
خيلي جالبه: از سوسک مي ترسيم............ ....از له کردن شخصيت ديگران مثل سوسک نميترسيم. از عنکبوت ميترسيم............ ....از اينکه تمام زندگيمون تار عنکبوت ببنده نمي ترسيم. از خوب سرخ نشدن قورمه سبزي ميترسيم............ ....از سرخ شدن ادما از خجالت نميترسيم. از سرما خوردگي ميترسيم............ ....از سرخورده کردن دوستامون نميترسيم. از شکستن ليوان ميترسيم............ ....از شکستن دل ادما نميترسيم
آسمون به ماه میگه: عشق یعنی چی؟ ماه میگه: یعنی اومدن دوبارهی تو ماه میگه؟ تو بگو عشق یعنی چی؟ آسمون میگه : انتظار دیدن تو
افسوس... آن زمان كه بايد دوست بداريم كوتاهي ميكنيم آن زمان كه دوستمان دارند لجبازي ميكنيم و بعد ... براي آن چه از دست رفته آه ميكشيم

یا علی![]()

عيد سعيد قربان تجلي وحدت مسلمانان
حول محور توحيد مبارك باد

عيد قربان که از جمله تعطيلات رسمي مسلمانان است، از يک تا چهار روز جشن گرفته ميشود و در طي آن مردم با پوشيدن بهترين پوشاک خود، پس از انجام عبادات، به ديد و بازديد و جشن و سرور ميپردازند.
البته برگذار کردن مراسم قرباني در اين عيد بر همه واجب نيست و تنها بر زائران خانه خدا در مراسم حج واجب است، اما بسياري از مسلمانان در سراسر جهان در اين روز، گوسفند، گاو يا شتري را قرباني کرده و گوشت آنرا بين همسايگان و مستمندان تقسيم ميکنند.
حجاج در اين روز پس از به پايان رساندن مناسک حج، حيواني را ذبح مىکنند و پس از قربانى آنچه بر آنان در حال احرام، حرام شده بود - مانند نگاه کردن در آينه، گرفتن ناخن و شانه زدن مو - ، حلال مىگردد و با توجه به اينکه حج، يکي از عبادتهاي بسيار مهم در اسلام است، توانايي به انجام رساندن آن نيز براي هر مسلماني بسيار شادي آور است، در نتيجه، روزي که پس از انجام وظايف سنگين حج، به عنوان جايزه الهى و اتمام احرام پيش مىآيد را عيد ميدانند.
همچنين در روايتهاى مکررى نقل شده که در روز عيد اضحى، قربانى کنيد تا گرسنگان و بيچارگان اطعام گردند.
ريشه عيد قربان
در روايات مختلف ديني آمده است که ابراهيم (ع) در سن بالا داراي فرزندي شد که او را اسماعيل نام نهاد و برايش بسيار عزيز و گرامي بود. اما مدتها بعد، هنگامي که اسماعيل به سنين نوجواني رسيده بود، فرمان الهي چندين بار در خواب به حضرت ابراهيم نازل شد و بدون ذکر هيچ دليلي به او دستور داده شد تا اسماعيل را قرباني کند.
او پس از کشمکشهاي فراوان دروني، در نهايت با موافقت خالصانه فرزندش، به محل مورد نظر ميروند و ابراهيم (ع) آماده سر بريدن فرزند محبوب خود ميشود. اما به هنگام انجام قرباني اسماعیل خداوند که او را سربلند در امتحان می یابد، گوسفندی را برای انجام ذبح به نزد ابراهیم (ع) می فرستد.
این ایثار و عشق پیامبر به انجام فرمان الهی، فریضه ای برای حجاج می گردد تا در این روز قربانی کنند و از این طریق ایتام و فقرا را اطعام نمایند. دراین روز همچنین مستحب است که نماز عید قربان اقامه گردد. نماز عید قربان باید در فاصله زمانی طلوع آفتاب روز عید تا ظهر خوانده شود و شامل دو رکعت است.


براي تو كه گلبرگ هاي وجودت از مهر سرشار است
اي مهربانم چه زيباست به خاطر گل زيبا را به خاطر عشقمان تقديمت كنم كه و جودت سر چشمه ي عطر تمامي گلهاست ، قشنگ ترين گلهاي دنيا تقديم تو باد
اي مهربانم چه زيباست به خاطر تو زيستن و براي تو ماندن و به پاي تو سوختن
اي لطيف تر از عطر گلهاي بهاري كه از بوستان عشق بر مي خيزد
اي مهربانم چه زيباست آن روزي كه مهمان قلبم شدي ، خوب به ياد دارم، روزي كه با خود گفتم كسي را يافته ام كه ديگر از دست نخواهم داد.
روزي كه اميدها و آرزوهاي فراواني از خاطرم مي گذشت...
و آن روز كه چشمانم با چشمان تو ديدار كرد ، دانستم كه دير زمانيست ميشناسمت
روزي كه تو را ديدم با خود گفتم گه يگانه ي خويش را يافتي پس ديوانه وار عاشقش باش ، او را چون پروردگارت بپرست، عزيز بدارش و تا سرحد مرگ عاشقش باش .
يادم هست آن هنگام كه عاشقت شدم با خود پيمان بستم كه ديگر در نگاه هيچ كس كه تمناي مهر و توجه دارد نگاهي نكنم پيمان بستم كه تنها نگاه عشقم را وقف چشمان زيبا و سيماي دلرباي تو كنم تا فردا روزي پشيمان نباشم پشيمان نباشم كه چرا آن گونه كه لايقش بودي دوستت نداشتم ، پشيمان نباشم كه چرا عشقم را ابراز نكردم ، عمل نكردم به آنچه مي گويم تا اثباتي باشد بر حرفهاي عاشقانه ام ...
و اينك نيز ، همچنان بر عهد خود وفادارم و پيماني دوباره مي بندم كه خورشيد نگاهم بر هيچ افق ديگري جز وجود تو طلوع نكند و بر هيچ كس جز تو نتابد
عشقم را در سينه پنهان و قلبم را از هر كس مخفي خواهم كرد تا دور از چشمانت كسي آن دو را از من نگيرد .
و اينك بر بلند اي قله عشق و صداقت نام تو را فرياد مي كنم، اميدوارانه نامت را مي خوانم و اميدوارم كه مرور زمان ذره اي از عشقت در من نكاهد و گذر ثانيه ها افزاينده مهر و محبتم به تو باشد .
مي خواستم زيباترين كلمات را به كار بگيرم تا ذره اي از دوست داشتنم را تقديم وجود ت كنم پس از ژرفاي قلبم مي گويم با صداقت با محبت با عشق دوستت دارم تا قيامت


سلام.
معذرت میخوام میدونم خیلی دیر کردم. امتحان داشتم بازم منو ببخشید.
ممنون از نظرای زیباتون دوستان خوبم.![]()
راز عشق در تواضع است . این صفت نشانه ی تظاهر نیست. بلکه نشان دهنده ی احساس وتفکری قوی است. میان دو نفری که یکدیگر را دوست دارند ، تواضع مانند جویبار آرامی است که چشمه ی محبت آنها را تازه و با طراوت نگه میدارد
راز عشق در احترام متقابل است. احساسات متغیرند،اما احترام دو طرف ثابت می ماند. اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو متفاوت است، با احترام به نظرهایش گوش کن . احترام باعث می شود که او بتواند خودش باشد.
راز عشق در اين است كه به يكديگر سخت نگيريد . عشقي كه آزادانه هديه نشود ، اسارت است
راز عشق در اين است كه رابطه تان را مانند يك باغ با محبت تزيين كنيد . بذر علاقه ها و عقيده هاي تازه بكار كه زيبايي برويد . ضمنا" فراموش نكن كه باغ را بايد هرس كرد ، مبادا غنچه هاي گل پوشيده از علف هاي هرزه ي عادت ها شود .براي آنكه عشق همواره با طراوت بماند ، بايد به آن مثل هنر ، خلاقانه نگاه كرد.
راز پنجم عشق
راز عشق در خوش مشربي است . شوخي با ديگران را فراموش نكن ، در ضمن مراقب شوخي ها هم باش . شوخي ناپسند نكن . شوخي بايد از روي حسن نيت باشد ، نه نيشدار
راز عشق در اين است كه هر روز كاري كني كه شريك زندگيت را خوشحال كند ، كاري مثل دادن هديه اي كوچك ، تحسين ،لبخندي از روي محبت . نگذار كه جويبار محبت تان از كمي باران ، بخشكد
راز هفتم عشق
راز عشق در اين است كه حقيقت اصلي عشق ، يعني تفكر را از ياد نبري . آيا يك رابطه ي دراز مدت ، مهمتر از اختلافات كوچك و زود گذر نيست ؟
راز عشق در اين است كه مانع بروز هيجانات منفي در وجودت شوي ، و صبر كني تا خونسردي را دوباره به دست آوري . با اين كه احساس جلوه ي الهام است ، اما شخص عصباني نمي تواند چيز ها را با وضوح درك كند . قلبت را آرام كن تنها به اين وسيله مي تواني چيز ها را همان طور كه هستند ، دريابي .
راز نهم عشق
راز عشق در اين است كه طرف مقابلت را تحسين كني . هرگز با فرض اين كه خودش اين چيزها را مي داند ، از تحسين كردن غافل مشو . مشكلي پيش نخواهد آمد اگر بارها با خلوص نيت بگويي : دوستت دارم . گرچه احساسات بشري به قدمت نسل بشر است ، اما كلمات همواره تازه و جوان خواهند ماند .
راز عشق در اين است كه در سكوت دست يكديگر را بگيريد . كم كم ياد مي گيريد كه بدون كلام رابطه برقرار كنيد .
می خواهم که دلم همچون اشک پاک باشد.. آنقدر صاف و بی غبار باشد که دوست بدارد.. عشق بورزد.. یکرنگ و بی کینه.. ساده و رهگذر ...
چشمی می خواهم که از دلی صاف ببیند.. هر چه را می بیند خدای آن را هم ببیند.. درخت و آب جوی و شن و دیوار را خوب ببیند.. جهان را ببیند و حس کند...

موفق باشید و از نظرات زیباتون ممنونم.![]()
یا علی
![]()

در صحيفه سجاديه نيز دعايى از امام سجاد (ع) به مناسبت وداع ماه مبارك رمضان و استقبال عيد سعيد فطر وارد شده است:
«اللهم صل على محمد و آله و اجبر مصيبتنا بشهرنا و بارك لنا فى يوم عيدنا و فطرنا و اجعله من خير يوم مر علينا، اجلبه لعفو و امحاه لذنب و اغفرلنا ما خفى من ذنوبنا و ما علن ... اللهم انا نتوب اليك فى يوم فطرنا الذى جعلته للمؤمنين عيدا و سرورا و لاهل ملتك مجمعا و محتشدا، من كل ذنب اذنبناه او سوء اسلفناه او خاطر شرا اضمرناه توبة من لا ينطوى على رجوع الى.»
پروردگارا! بر محمد و آل محمد درود فرست و مصيبت ما را در اين ماه جبران كن و روز فطر را بر ما عيدى مبارك و خجسته بگردان و آن را از بهترين روزهايى قرار ده كه بر ما گذشته است كه در اين روز بيشتر ما را مورد عفو قرار دهى و گناهانمان را بشوئى و خداوندا بر ما ببخشايى آنچه در پنهان و آشكارا گناه گردانيم ... خداوندا! در اين روز عيد فطرمان كه براى مؤمنان روز عيد و خوشحالى و براى مسلمانان روز اجتماع و گردهمائى قرار دادى از هر گناهى كه مرتكب شده ايم و هر كار بدى كه كرده ايم و هر نيت ناشايسته اى كه در ضميرمان نقش بسته است. به سوى تو باز مىگرديم و توبه مىكنيم، توبه اى كه در آن بازگشت به گناه هرگز نباشد و بازگشتى كه در آن هرگز روى آوردن به معصيت نباشد. بارالها! اين عيد را بر تمام مؤمنان مبارك گردان و در اين روز، ما را توفيق بازگشت به سويت و توبه از گناهان عطا فرما.»
واژه عيد در اصل از فعل عاد (عود) يعود اشتقاق يافته است. معانى مختلفى براى آن ذكر كرده اند، از جمله: «خوى گرفته»، «هر چه باز آيد از اندوه و بيمارى و غم و انديشه و مانند آن»، «روز فراهم آمدن قوم»، «هر روز كه در آن، انجمن يا تذكار فضيلت مند يا حادثه بزرگى باشد»، گويند از آن رو به اين نام خوانده شده است كه هر سال شادى نوينى باز آرد.
ابن منظور در لسان العرب گفته است كه برخى بر آن هستند كه اصل واژه عيد از «عادة» است، زيرا آنان (قوم)، بر جمع آمدن در آن روز، عادت كرده اند.
چنانكه گفته شده است: القلب يعتاده من حبها عيد.
و نيز يزيد بن حكم ثقفى در ستايش سليمان بن عبد الملك گفته است:
امسى باسماء هذا القلب معمودا اذا اقول صحا يعتاده عيدا
به گفته ازهرى: عيد در نزد عرب، زمانى است كه در آن شادىها و يا اندوهها، باز مىگردد و تكرار مىشود. ابن اعرابى آن را منحصر به شادىها دانسته است.
واژه عيد تنها يك بار در قرآن به كار رفته است:
اللهم انزل علينا مائدة من السماء تكنون لنا عيدا لاولنا و آخرنا و آية منك (سورة مائده / آيه 114) در تفسير نمونه ذيل اين آيه گفته شده است: «عيد در لغت از ماده عود به معنى بازگشت است، و لذا به روزهايى كه مشكلات از قوم و جمعيتى بر طرف مىشود و بازگشتبه پيروزيها و راحتىهاى نخستين مىكند عيد گفته مىشود، و در اعياد اسلامى به مناسب اينكه در پرتو اطاعتيك ماه مبارك رمضان و يا انجام فريضه بزرگ حج، صفا و پاكى فطرى نخستين به روح و جان باز مىگردد، و آلودگىها كه بر خلاف فطرت است، از ميان مىرود، عيد گفته شده است و از آنجا كه روز نزول مائده روز بازگشتبه پيروزى و پاكى و ايمان به خدا بوده است حضرت مسيح (ع) آن را عيد ناميده، و همانطور كه در روايات وارد شده نزول مائده در روز يكشنبه بود و شايد يكى از علل احترام روز يكشنبه در نظر مسيحيان نيز همين بوده است، و اگر در روايتى كه از على(ع) نقل شده مىخوانيم «و كل يوم لا يعصى الله فيه فهو يوم عيد» هر روز كه در آن معصيت خدا نشود روز عيد است» نيز اشاره به همين موضوع است، زيرا روز ترك گناه، روز پيروزى و پاكى و بازگشتبه فطرت نخستين است.»
در روايات معصومين (ع) نيز بارها به اين موضوع اشاره شده است، همچنانكه گذشت امير المومنين على(ع) هر روزى كه در آن معصيت و گناه نشود، روز عيد خوانده است.
زكات فطره
- كسى كه موقع غروب شب عيد فطر بالغ و عاقل و هوشيار است و فقير و بنده كس ديگر نيست، بايد براى خودش و كسانى كه نان خور او هستند هر نفرى يك صاع كه تقريبا سه كيلو است، گندم يا جو يا خرما يا كشمش يا برنجيا ذرت و مانند اينها به مستحق بدهد، و اگر پول يكى از اينها را هم بدهد،كافى است.
- كسى كه مخارج سال خود و عيالاتش را ندارد و كسبى هم ندارد كه بتواند مخارج سال خود و عيالاتش را بگذراند، فقير است و دادن زكات فطره بر او واجب نيست.
- انسان بايد فطره كسانى را كه در غروب شب عيد فطر نان خور او حساب مىشوند، بدهد كوچك باشند يا بزرگ، مسلمان باشند يا كافر، دادن خرج آنان بر او واجب باشد يا نه، در شهر خود او باشند يا در شهر ديگر.
- اگر كسى را كه نان خور اوست و در شهر ديگر است، وكيل كند كه از مال او فطره خود را بدهد چنانچه اطمينان داشته باشد كه فطره را مىدهد، لازم نيستخودش فطره او را بدهد.
- فطره مهمانى كه پيش از غروب شب عيد فطر با رضايت صاحبخانه وارد شده و نان خور او حساب مىشود، بر او واجب است.
- فطره مهمانى كه پيش از غروب شب عيد فطر بدون رضاين صاحبخانه وارد مىشود و مدتى نزد او مىماند واجب است، و همچنين است فطره كسى كه انسان را مجبور كرده اند كه خرجى او را بدهد.
- فطره مهمانى كه بعد از غروب شب عيد فطر وارد مىشود بر صاحبخانه واجب نيست، اگر چه پيش از غروب او را دعوت كرده باشد و در خانه او هم افطار كند.
- اگر كسى موقع غروب شب عيد فطر، ديوانه يا بيهوش باشد زكات فطره بر او واجب نيست.
- اگر پيش از غروب بچه بالغ شود، يا ديوانه عاقل گردد، يا فقير غنى شود، در صورتى كه شرايط واجب شدن فطره را دارا باشد، بايد زكات فطره را بدهد.
- كسى كه موقع غروب شب عيد فطر، زكات فطره براو واجب نيست، اگر تاپيش از ظهر روز عيد شرطهاى واجب شدن فطره در ا و پيدا شود، مستحب است زكات فطره را بدهد.
- كافرى كه بعد از غروب شب عيد فطر مسلمان شده، فطره بر او واجب نيست.ولى مسلمانى كه شيعه نبوده اگر بعد از ديدن ماه شيعه شود، بايد زكات فطره را بدهد.
- كسى كه فقط به اندازه يك صاع كه تقريبا سه كيلو است گندم و مانند آن دارد، مستحب است زكات فطره را بدهد و چنانچه عيالاتى داشته باشد و بخواهد فطره آنها را هم بدهد مىتواند به قصد فطره، آن يك صاع را به يكى از عيالاتش بدهد و اوهم به همين قصد به ديگرى بدهد و همچنين تا به نفر آخر برسد و بهتر است نفر آخر چيزى را كه مىگيرد به كسى بدهد كه از خودشان نباشد و اگر يكى از آنها صغير باشد احتياط آن است كه او را در دور دادن زكات فطره داخل نكنند و چنانچه ولى صغير از طرف او قبول نمايد بايد آن زكات فطره را به مصرف صغير برساند نه اينكه از طرف او به ديگرى بدهد.
- اگر بعد از غروب شب عيد فطر بچه دار شود، يا كسى نانخور او حساب شود، واجب نيست فطره او را بدهد، اگر چه مستحب است فطره كسانى را كه بعد از غروب تا پيش از ظهر روز عيد نانخور او حساب مىشوند بدهد.

نماز و روزه های همه شما انشاالله که قبول باشه.
ممنون از نظراتون![]()
التماس دعا.
یا علی![]()

فضيلت ماه مبارك رمضان
پيامبر اكرم(ص) مىفرمايد: «ماه رجب ماه خدا و ماه شعبان ماه من و ماه رمضان، ماه امت من است،هر كس همه اين ماه را روزه بگيرد بر خدا واجب است كه همه گناهانش را ببخشد، بقيه عمرش را تضمين كند و او را از تشنگى و عطش دردناك روز قيامت امان دهد.»
پيامبر اكرم(ص) مىفرمايد: «انما سمى الرمضان لانه يرمض الذنوب؛(2) ماه رمضان به اين نام خوانده شده است، زيرا گناهان را مىسوزاند.»
رمضان نام يكى از ماههاى قمرى و تنها ماه قمرى است كه نامش در قرآن آمده است و يكى از چهار ماهى است كه خداوند متعال جنگ را در آن حرام كرده است.(مگر جنبه دفاع داشته باشد.)
در اين ماه كتابهاى آسمانى قرآنكريم، انجيل، تورات، صحف و زبور نازل شده است.(3)
اين ماه در روايات اسلامى ماه خدا و ميهمانى امت پيامبر اكرم(ص) خوانده شده و خداوند متعال از بندگان خود در اين ماه در نهايت كرامت و مهربانى پذيرايى مىكند؛ پيامبر اكرم(ص) مىفرمايد: «ماه رجب ماه خدا و ماه شعبان ماه من و ماه رمضان، ماه امت من است،(4) هر كس همه اين ماه را روزه بگيرد بر خدا واجب است كه همه گناهانش را ببخشد، بقيه عمرش را تضمين كند و او را از تشنگى و عطش دردناك روز قيامت امان دهد.»(5)
اين ماه، در ميان مسلمانان از احترام، اهميت و جايگاه ويژهاى برخوردار و ماه سلوك روحى آنان است و مؤمنان با مقدمهسازى و فراهم كردن زمينههاى معنوى در ماههاى رجب و شعبان هر سال خود را براى ورود به اين ماه شريف و پربركت آماده مىكنند، و با حلول اين ماه با شور و اشتياق و دادن اطعام و افطارى به نيازمندان، شبزندهدارى و عبادت، تلاوت قرآن، دعا، استغفار، دادن صدقه، روزهدارى و... روح و جان خود را از سرچشمه فيض الهى سيراب مىكنند.

فضائل ماه رمضان
1. برترين ماه سال
ماه مبارك رمضان به جهت نزول قرآن كريم در آن و ويژگىهاى منحصرى كه دارد در ميان ماههاى سالقمرى برترين است؛ قرآن كريم مىفرمايد: «ماه رمضان ماهى است كه قرآن براى هدايت انسانها در آن نازل شده است.»(6)
پيامبر گرامى(ص) درباره ماه رمضان مىفرمايد: «اى مردم! ماه خدا با بركت و رحمت و مغفرت به شما روى آورد، ماهى كه نزد خدا از همه ماهها برتر و روزهايش بر همه روزها و شبهايش بر همه شبها و ساعاتش بر همه ساعات برتر است، ماهى است كه شما در آن به ميهمانى خدا دعوت شده و مورد لطف او قرار گرفتهايد، نفسهاى شما در آن تسبيح و خوابتان در آن عبادت، عملتان در آن مقبول و دعايتان در آن مستجاب است.... بهترين ساعاتى است كه خداوند به بندگانش نظر رحمت مىكند... .»(7)
2. نزول كتب آسمانى در اين ماه
تمام كتب بزرگ آسمانى مانند: قرآن كريم، تورات، انجيل، زبور، صحف در اين ماه نازل شده است. حضرت امام صادق(ع) مىفرمايد: «كل قرآن كريم در ماه رمضان به بيت المعمور نازل شد، سپس در مدت بيست سال بر پيامبر اكرم(ص) و صحف ابراهيم در شب اول ماه رمضان و تورات در روز ششم ماه رمضان، انجيل در روز سيزدهم ماه رمضان و زبور در روز هيجدهم ماه رمضان نازل شد.»(8)
3. توفيق روزه
در ماه رمضان خداوند متعال توفيق روزهدارى را به بندگانش داده است؛ «پس هر كه ماه [رمضان] را درك كرد، بايد روزه بگيرد.»(9)
انسان افزون بر جنبه مادى و جسمى، داراى بُعد معنوى و روحى هم هست و هر كدام در رسيدن به كمال مطلوب خود، برنامههاى ويژه را نياز دارند، يكى از برنامهها براى تقويت و رشد بُعد معنوى، تقوا و پرهيزگارى است؛ يعنى اگر انسان بخواهد خودش را از جنبه معنوى رشد و پرورش دهد و به طهارت و كمال مطلوب برسد، بايد هواى نفس خود را مهار كند و موانع رشد را يكى پس از ديگرى بر دارد و خود را سرگرم لذتها و شهوات جسمى نكند. يكى از اعمالى كه در اين راستا مؤثر و مفيد است روزهدارى است، قرآن كريم مىفرمايد: «... اى افرادى كه ايمان آوردهايد! روزه بر شما نوشته شد، همان گونه كه بر پيشينيان از شما نوشته شده، تا پرهيزگار شويد.»(10)
برخى از فوايد و فضائل روزه:
الف. تقويت تقوا، پرهيزگارى و اخلاص؛(11)
امام صادق(ع) مىفرمايد: خداوند متعال فرموده: «روزه از من است و پاداش آن را من مىدهم.»(12)
حضرت فاطمه(س) مىفرمايد: «خداوند روزه را براى استوارى اخلاص، واجب فرمود.»(13)
ب. مانع عذابهاى دنيوى و اخروى:
امام على(ع) مىفرمايد: «روزه روده را باريك مىكند گوشت را مىريزد و از گرماى سوزان دوزخ دور مىگرداند.»(14)
پيامبر اكرم(ص) مىفرمايد: «روزه سپرى در برابر آتش است.»(15)
ج. آرامش روان و جسم:
روزهدارى روح و روان و قلب و دل و نيز جسم را آرامش داده و باعث سلامتى روح و تندرستى جسم مىشود.
پيامبر اكرم(ص) مىفرمايد: «روزه بگيريد تا سالم بمانيد.»
باز مىفرمايد: «معده خانه تمام دردها و امساك [روزه [بالاترين داروهاست.»(16)
حضرت امام باقر(ع) مىفرمايد: «روزه و حج آرامبخش دلهاست.»(17)
حضرت على(ع) مىفرمايد: «خداوند بندگان مؤمن خود را به وسيله نمازها و زكات و حديث در روزهدارى روزههاى واجب [رمضان[ براى آرام كردن اعضا و جوارح آنان، خشوع ديدگانش و فروتنى جانهايشان و خضوع دلهايشان حفظ مىكنند.»(18)
امروزه در علم پزشكى و از نظر بهداشت و تندرستى نيز در جاى خود ثابت شده كه روزهدارى تأثيرهاى فراوانى بر آرامش روح و روان و سلامتى جسم و بدن دارد، دفع چربىهاى مزاحم، تنظيم فشار، قند خون، و... نمونه آن است.(19)
د. مانع نفوذ شيطان:
امام على(ع) به پيامبر اكرم(ص) عرض كرد: يا رسول الله! چه چيزى شيطان را از ما دور مىكند؟ پيامبرگرامى(ص) فرمود: روزه چهره او را سياه مىكند و صدقه پشت او را مىشكند.»(20)
بنابراين، روزه مانع نفوذ شيطانهاى جنى و انسى شده و وسوسههاى آنان را خنثى مىكند.
ه . مساوات بين غنى و فقير:
انسان روزهدار در هنگام گرسنگى و تشنگى، فقرا و بينوايان را ياد مىكند و در نتيجه به كمك آنها مىشتابد. حضرت امام حسن عسگرى(ع) درباره علت وجوب روزه مىفرمايد: «تا توانگر درد گرسنگى را بچشد و در نتيجه به نيازمند كمك كند.»(21)
و. احياء فضائل اخلاقى
حضرت امام رضا(ع) درباره علت وجوب روزه مىفرمايد: «تا مردم رنج گرسنگى و تشنگى را بچشند و به نيازمندى خود در آخرت پىببرند و روزهدار بر اثر گرسنگى و تشنگى خاشع، متواضع و فروتن، مأجور، طالب رضا و ثواب خدا و عارف و صابر باشد و بدين سبب مستحق ثواب شود،... روزه موجب خوددارى از شهوات است، نيز تا روزه در دنيا نصيحتگر آنان باشد و ايشان را در راه انجام تكاليفشان رام و ورزيده كند و راهنماى آنان در رسيدن به اجر باشد و به اندازه سختى، تشنگى و گرسنگى كه نيازمندان و مستمندان در دنيا مىچشند پى ببرند و در نتيجه، حقوقى كه خداوند در دارايىهايشان واجب فرموده است، به ايشان بپردازند... .»(22)
4. وجود شب قدر در اين ماه
شب قدر از شبهايى كه برتر از هزار ماه است و فرشتگان در اين شب به اذن خدا فرود مىآيند و جميع مقدرات بندگان را در طول سال تعيين مىكنند(23) و وجود اين شب در اين ماه مبارك نعمت و موهبتى الهى بر امت پيامبر گرامى اسلام(ص) است و مقدرات يك سال انسانها (حيات، مرگ، رزق و...) براساس لياقتها و زمينههايى كه خود آنها به وجود آوردهاند تعيين مىشود و انسان در چنين شبى با تفكر و تدبر مىتواند به خود آيد و اعمال يك سال خود را ارزيابى كند و با فراهم آوردن زمينه مناسب بهترين سرنوشت را براى خود رقم زند.(24)
حضرت امام صادق(ع) مىفرمايد: «تقدير مقدرات در شب نوزدهم و تحكيم آن در شب بيست و يكم و امضاء آن در شب بيست و سوم است.»(25)
5. بهار قرآن
نظر به اينكه قرآن كريم در ماه مبارك رمضان نازل شده و تلاوت آيات آن در اين ماه فضيلت بسيارى دارد، در روايات اسلامى، از ماه رمضان به عنوان بهار قرآن ياد شده است؛ چنانكه حضرت امام باقر(ع) مىفرمايد: «هر چيزى بهارى دارد و بهار قرآن ماه رمضان است.»(26)
يك نكته!
بديهى است فضائل و ثوابهايى كه براى ماه مبارك رمضان و روزهدارى ذكر شده و به برخى از آنها اشاره شد، از آنِ كسانى است كه حقيقت آن را درك كنند و به محتواى آن عمل و در گفتار و كردار به كار گيرند و به آنها جامه عمل بپوشانند. چنان در روايات اسلامى براى روزهدارى آدابى ذكر شده و كسانى كه صرفاً تلاوت قرآن مىكنند، ولى به آيات و احكام آن عمل نمىكنند و يا آن كه از روزهدارى تنها رنج گرسنگى و تشنگى را مىكشند و بوسيله گناه، تأثير روزه را از بين مىبرند و ماه مبارك رمضان و فضاى معنوى آن تأثيرى بر اشخاصى بر جاى نمىگذارد، مورد نكوهش قرار گرفتهاند.
چنانكه پيامبر اكرم(ص) به زنى كه با زبان روزه كنيز خود را دشنام مىداد فرمود: چگونه روزهدارى و حال آنكه كنيزت را دشنام مىدهى؟! روزه فقط خوددارى از خوردن و آشاميدن نيست، بلكه خداوند آن را علاوه بر اين دو، مانع كارها و سخنان زشت كه روزه را بىاثر مىكنند قرار داده است، چه اندكند روزهداران و چه بسيارند كسانى كه گرسنگى مىكشند.»(27)
حضرت امام سجاد(ع) در دعاى حلول ماه رمضان به درگاه خداوند عرض مىكند: به وسيله روزه اين ماه ياريمان ده تا اندامهاى خود را از معاصى تو نگه داريم و آنها را به كارهايى گيريم كه خشنودى تو را فراهم آورد، تا با گوشهايمان سخنان بيهوده نشنويم و با چشمانمان به لهو و لعب نشتابيم و تا دستمانمان را به سوى حرام نگشاييم و با پاهايمان به سوى آنچه منع شده ره نسپاريم و تا شكمهايمان جز آنچه را تو حلال كردهاى در خود جاى ندهد و زبانهايمان جز به آنچه تو خبر دادهاى و بيان فرمودهاى گويا نشود... .»(28)
بنابراين، در ماه مبارك بايد تمام اعضا و جوارح را از حرام دور نگه داشت و با اخلاص، توكل و توسل از اهلبيت(ع) و عمل به دستورها و احكام قرآن كريم و دورى از گناهان، انجام توبه نصوح و واقعى، عبادت، شبزندهدارى، درك فضيلت شب قدر و... فضيلت ماه مبارك رمضان را درك كرد و از آن در راستاى رسيدن به كمال حركت كرد و بايد در اين ماه به گونهاى خودسازى كرد كه با اتمام ماه مبارك تأثير و فوايد آن در روح و جان افراد باقى باشد و اثر آن تا ماه رمضان سال بعد ماندگار باشد.
یا علی![]()
سلام دوستان . میخوام چندتا جک و نوشته های جالب و بامزه
براتون بنویسم.
حال کنیییییید
.
گفتم غم تو دارم**گفتا چشت درآيد! گفتم که ماه من شو**گفتا دلم نخواهد! گفتم خوشا هوايي کزبادصبح خيزد**گفتا هواي گرميست? اَه اَه? عرق درآمد! گفتم دل رحيمت کي عزم صلح دارد**گفتا برو به سويي ? تا گلّ ني درآيد! گفتم زمان عشرت ديدي که چون سرآمد**گفتا که اي واي ديرشد? داد مامان درآمد.![]()
ما كه اخرش نفهميدم، ماست حق مسلم انرزي هسته ايه ، حق مسلم انرژي هسته اي ماسته، حق داريم از ماست انرژي هسته اي بگيريم ، حق مونه از انرژي هسته اي ماست بگيريم ، انرژيمون ماست شد يا ماستمون انرژي داره ، هستمون ماست داره، ماستمون هسته داره، انرژيمون حق داره هسته دار باشه ، هستمون حق داره انرژي داشته باشه، ماستمون حق داره، حقمون ماست داره...
اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي! اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست! اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد .
جديدترين رمان عشقي قزوين منتشر شد: خسرو و فرهاد (شوخی بود . مردم قزوین دوستون دارم)![]()
دوتا سوسک پولدار با هم عروسي ميکنن ماه عسل ميرن توالت فرنگي![]()

يه روز شيطون قرص اكس مي خوره مردم رو به راه راست هدايت مي كنه.![]()
اگه پسرا نبودن کي مامانا رو دق مي داد؟ اگه پسرا نبودن کي خونه رو مي کرد باغ وحش؟ اگه پسرا نبودن تو دانشگاه استاد کيو ضايع مي کرد؟ اگه پسرا نبودن دخترا به چي مي خنديدن؟ اگه پسرا نبودن دخترا کيو سر کار مي ذاشتن؟ اگه پسرا نبودن دخترا کيو تيغ مي زدن؟ اگه پسرا نبودن کي تو کلاس مي رفت گچ مي ياورد؟ اگه پسرا نبودن کي اشغالا رو مي ذاشت جلوي در؟ اگه پسرا نبودن دخترا واسه کي اشوه شتري بيان؟ ![]()
يه بار يه بسيجي قرص ايکس ميزنه ميره تو خيابون به يه دختري مي گه افتخار مي دي دو رکعت نماز با هم بخونيم ![]()

دوستان موفق باشید. امیدوارم لباتون رو خندون کرده باشم .
ممنون از نظراتون![]()
یا علی![]()
( آنتوني رابينز ):بهترين زمان براي كنترل احساس ، لحظه ي شروع آن است .
( سقراط ):بشر وقتي از اميد و رؤيا دور بماند ، مرده اي بيش نيست .

يك روز و يك شب ديگر هم بي تو گذشت ...
ومن اينجا از پشت قاب پنجره تنهايي ام به گذشته هاي با تو بودن و فرداهاي بي تو ماندن
نگاه مي كنم !
... اين صداي قدمهاي توست كه كم رنگ و كم رنگ تر مي شود...رد پايي اما باقيست
شايد فرصتي باشد هنوز براي رسيدن ! ... درنگ نمي كنم
دلم را به سويت روانه مي كنم . ! مي روي ... مي آيد ! مي روي و باز هم مي آيد
باراني مي شود هواي دلم از اين دويدن ها و نرسيدن ها !
اين بار تو رفتي ، اما تقلاي خيس بالهايم براي رسيدن به تو بي ثمر ماند ديگر صدايي نيست ؛
بالهايم هم انگار اسير باد و طوفان شد ...
حالا نه تو ماندي ، نه بال و دلم ... !
حتي ديگر رد پايي نيست براي تقلايي دوباره !
باران تند و تندتر مي بارد ...
و من باز اينجا از پشت قاب پنجره تنهايي ام جز شيشه اي گريان نمي بينم .......!

براي عشق تمنا كن، ولي خار نشو.
براي عشق قبول كن، ولي غرورتت را از دست نده.
براي عشق گريه كن، ولي به كسي نگو.
براي عشق مثل شمع بسوز، ولي نگذار پروانه ببينه.
براي عشق پيمان ببند، ولي پيمان نشكن.
براي عشق جون خودتو بده، ولي جون كسي رو نگير.
براي عشق وصال كن، ولي فرار نكن.
براي عشق زندگي كن، ولي عاشقونه زندگي كن.
براي عشق بمير، ولي كسي رو نكش.
براي عشق خودت، باش ولي خوب باش.

یا علی![]()

فرخنده سالروز مبعث پیامبر رحمت و مهربانی
حضرت محمد مصطفی (ص) بر یکایک مسلمانان جهان مبارکباد
سلام دوستان . شکر خدا٬ برام افتخار که روز تولدم مصادف با روز مبعث رسول اکرم(ص) افتاده.

تولدم مبارک![]()
ممنون از نظراتون
( راستی سالگرد وبلاگم مبارک)
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
یا علی![]()




این روز رو به تمامی دوستان و بخصوص پدران گرامی تبریک عرض میکنم.
یا علی
هيچ کس به خاطر آنچه که ميگيرد احترام نمي يابد. عزت و احترام ، پاداش چيزهايي است که ميدهد .
سادگي را دوست دارم چون با صداقت است هيچ دروغي درآن راه نداردمانندکودکي است که با چشمان معصوم اش به همه نگاه ميکند وبا معصوميت اش هزاران حرف به دنيا ميزند
روزي دروغ به حقيقت گفت : مــــيل داري با هم به دريـــا برويم و شنـــا کنيم ، حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد . دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او را پوشيد و رفت . از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود
سلام دوستان.
ببخشید که دیر آپ کردم.
ترم تابستونی داشتم واسه همین و یکشنبه تموم شد .
شکر خدا بدنبود فقط باید منتظر نتایج باشم
. بازم شرمنده.
از تمامی دوستانی که با نظراشون وبلاگ منو زیباتر میکنن ممنونم![]()
موفق باشید
یا علی
![]()
![]()
![]()
فرا رسیدن میلاد باسعادت دخت نبی و همسر علی حضرت فاطمه زهرا (س) را به همگی شما دوستان عزیز تبریک عرض مینمایم
تقدیم به تمامی مادران عزیز
خوشتر از نقش تو در عالم تصویر ندیدم مادر
بنازم همت والای مادر
بقربان قد و بالای مادر
تن و جان و سر و پایم فدا باد
براه صبر جان فرسای مادر
نمی رفتم به خواب راحت و خوش
نبود ار نغمه لا لای مادر
فروغش روشنایی بخش جان است
رخ مهر جهان آرای مادر
وجود من که بعد حق از اوست
فدای سیرت و سیمای مادر
روز مادر را به تمامی مادران عزیز و مهربان تبریک عرض مینمایم.
انشاالله که سایه تمامی مادران عزیز همیشه بالای سر ما بچه ها باشه و هیچ وقت سایشون از سرمون کم نشه.
یا علی
شرمنده که دیر به دیر آپ میکنم. ![]()
ترم تابستونیم شرو شده و خیلی فشرده است. هر شب ۳ میخوابم ۶:۳۰ صبح بیدار میشم یعنی ۳ساعت و نیم فقط خواب دارم ![]()
خیلی خوشحالم که به من سر میزنید ممنونم .![]()
من آپ نمیکنم تا چند هفته اما میام و نظراتون رو میخونم و به شما هم نظر میدم
.
سهراب : گفتی چشمها را باید شست ! شستم ولی..... گفتی جور دیگر باید دید! دیدم ولی..... گفتی زبر باران باید رفت رفتم ولی او نه چشم های خیس و شسته ام را نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت : دیوانه باران زده.
دوستان مواظب خودتون باشید.

جان عالم به فداي تو علي

دروغ نگو !تهمت نزن!من که گناهی ندارم
صدام نکن!چشمک نزن! من با توکاری ندارم
چرا میخوای بسوزونی خاطرهای کهنه رو
هیچ موقع ادم نمیشی از جلوی چشام برو
برو دیگه دوست ندارم ببینمت حتی یه بار
حتی نمی خوام که بگن از تو به من سالی یه بار
پرت وپلا بهم نگو دروغ گویی تو ذاتته
متهمی به بی کسی جهنمم زیادته
تو عاشق خزون شدی با سبزها چکار داری
می خوای که از یاد ببرم افت غنچها شدی
چی فکر میکنی که من کیم یه عاشق خجالتی
میخوام که از اینجا بری چون خیلی بی لیاقتی

خيال نكن نباشي بدون تو مي ميرم
گفته بودم عاشقم حرفمو پس ميگيرم
خيال نكن نموني كارم ديگه تمومه
ليلي فقط تو قصه است جنون ديگه كودومه !
كي ميگه تو نباشي ستاره بي فروغه
بذار همه بدونن كه عاشقي دروغه!
تو برده اي ميخواستي كه حرفتو بخونه
به پاي تو بسوزه براي تو بمونه
عروسكي ميخواستي رو طاقچتون بكاريش
وقتي بازي تموم شد كنج اتاق بذاريش
ديگه براي موندن اطاق تو شلوغه
عروسكا بدونين كه عاشقي دروغه!!!!
سلام دوستان. خیلی دلم واسه شما تنگ شده.
میدونم ازم خیلی دلخورید اما بخدا مشکلات داشتم و رو همه این مشکلات درسم هم مونده بود. امیدوارم ببخشید من رو
. پنجشنبه آخرین امتحان رو دارم واسم دعا کنید
. بازم خیلی خیلی خیلی معذرت میخوام. انشاالله بعد روز پنجشنبه شرو میکنم به آپ کردن
.
چنان دلگيرم از دنيا که خود را هم نمي خواهم
به اين زخم دل خونين دگر مرهم نمي خواهم
همه نامهربانند در اين دنياي پر تذوير
چنين شد حاصل عمرم ... که جز مرگم نمي خواهم
--------------------------------------------------------------------------------------------
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
از تمامی شما دوستان تشکر میکنم که به وبلاگ با نظرهاتون انرژی میدین
.
میترسم اسم ببرم و خیلی هارو فراموش کنم پس اسم نمیبرم و قلباْ ازتون ممنونم.
مواظب خودتون باشید.
یا علی![]()
(( سلام و شرمنده از اینکه خیلی دیر آپ کردم. گرفتاری هام زیاد شده در هر حال معذرت میخوام. سال نو همگی مبارک و امید وارم سال خوب و پر از شادی داشته باشید. از دوستانی که منت سر ما نهادن و نظر میدن در وبلاگم سپاسگذارم. پیروز باشید))
کاشتن سبزه
اسفند ماه، ماه پاياني زمستان، هنگام کاشتن دانه و غله است. کاشتن " سبزه عيد " به صورت نمادين و شگون، از روزگاران کهن، در همهً خانه ها و در بين همهً خانواده ها مرسوم است.
در ايران کهن، " بـيست و پنج روز پيش از نوروز، در ميدان شهر، دوازده ستون از خشت خام بر پا مي شد، بر ستوني گندم، برستوني جو و به ترتيب، برنج، باقلا، کاجيله ( گياهي است از تيرهً مرکبان، که ساقه آن به 50 سانـتي متر است )، ارزن، ذرت، لوبـيا، نخود، کنجد، عدس و ماش ميکاشتـند؛ و در ششمين روز فروردين، با سرود و ترنم و شادي، اين سبزه ها را مي کندند و براي فرخندگي به هر سو مي پراکندند ". و ابوريحان نقـل مي کند که : " اين رسم در ايرانيان پايدار ماند که روز نوروز در کنار خانه هفت صنف از غلات در هفت اسطوانه بکارند و از رويـيدن اين غلات، به خوبي و بدي زراعت و حاصل ساليانه حدس بزنند ".
امروز، در همهً خانه ها رسم است که ده روز يا دو هفته پيش از نوروز، در ظرف هاي کوچک و بزرگ، کاسه، بشقاب، پشت کوزه و ... دانه هايي چون گندم، عدس، ماش و ... مي کارند. موقع سال تحويل و روي سفره "هفت سين " بايستي سبزه بگذارند. در برخي از شهرهاي آذربايجان، سومين چهارشنبه به خيس کردن و کاشتن گندم و عدس براي سبزه هاي نوروزي اختصاص دارد. اين سبزه ها را در خانواده ها تا روز سيزده نگه داشته، و در اين روز زماني که براي " سيزده بدر " از خانه بـيرون مي روند، در آب روان مي اندازند.
سفره هفت سين
رسم و باوري کهن است که همهً اعضاي خانواده در موقع سال تحويل ( لحظهً ورود خورشيد به برج حمل ) در خانه و کاشانه خود در کنار سفره هفت سين گرد آيند. در سفره سفيد رنگ هفت سين، از جمله، هفت رويـيدني خوراکي است که با حرف " س " آغاز مي شود، و نماد و شگوني بر فراواني رويـيدني ها و فراورده هاي کشاورزي است - چون سيب، سبزه، سنجد، سماق، سير، سرکه، سمنو و مانند اين ها- مي گذارند. افزون بر آن آينه، شمع، ظرفي شير، ظرفي آب که نارنج در آن است، تخم مرغ رنگ کرده، تخم مرغي روي آينه، ماهي قرمز، نان، سبزي، گلاب، گل، سنبل، سکه و کتاب ديني ( مسلمانان قرآن و زردشتيان اوستا و ... ) نيز زينت بخش سفرهً هفت سين است. اين سفره در بيشتر خانه ها تا روز سيزده گسترده است.
در برخي از نوشته ها از سفره هفت شين (هفت رويـيدني که با حرف شين آغاز مي شود) سخن رفته و آن را رسمي کهن تر دانسته اند. در ريشه يابي واژهً هفت سين نظرهاي ديگري چون هفت چين ( هفت رويـيدني از کشتزار چيده شده ) و هفت سيني از فراورده هاي کشاورزي نيز بيان شده است. پراکندگي نظرها ممکن است به اين سبب باشد که در کتاب هاي تاريخي و ادبي کهن اشاره اي به هفت سين نشده و از دورهً قاجاريه است که درباره باورها و رفتارها و رسم هاي عاميانهً مردم تحقيق و بحث و اظهار نظر آغاز شده است. نمي دانيم که آيا پيش از قاآني هم شاعري هفت سين را در شعر خود آورده است؟
سين ساغر بس بود ما را در اين نوروز روز گو نباشد هفت سين رندان دُرد آشام را
ميرزاده عشقي نيز در " نوروزي نامه " در اسلامبول در مسمطي براي آگاهي مردم آن ديار سروده :
همه ايرانيان نوروز را از ياد بود کي
بپا سازند از مازندران تا شوش و ملک ري
بساط هفت سين چينند و بنشينند دور وي
|
یا علی
تمام هستي من كفشهاي كوچك بود
تمام زندگيام آفتاب و ميخك بود
گلوي سبز گياهان و شاخ و برگ صدا
تمام حنجرهها لانهي چكاوك بود
هنوز قصهي آن پشت بام يادم هست
كه آشيانه خوشبختي دو لك لك بود
هنوز خاطرهي مشقهاي كودكيام
كه صفحه صفحهي آن سهم بادبادك بود
براي كودكي از نسل كنجكاويها
كسل كنندهترين هديهها عروسك بود
زمان كودكي من دريچههاي شهود
اگر چه بسته ولي لااقل مشبك بود
در آن اصالت يكدست، آن صداقت محض
جهان خلاصهاي از لحظههاي كوچك بود
شما شبيه به آدم بزرگها هستيد
ولي شبيه خودش بود، آن كه كودك بود
قافله حسینی :
کاروانی که از مبدا عزّت و آزادگی حرکت کرد و در مقصد شهادت بار افکند . قافله حسینی روز 28 رجب از مدینه بیرون آمد و سوم شعبان به مکه رسید . افراد کاروان عبارت بودند از : سیدالشهدا ع ، فرزندان ، برادران ، برادر زادگان و عموزادگانش و نیز خانواده خود و برخی بستگان دیگر . این کاروان روز 8 ذیحجه از مکه بسوی عراق حرکت کرد . با همان نفرات قبلی ، اما با جمعی از پیروان او از مردم حجاز ، کوفه و بصره که در ایام اقامت وی در مکه به او پیوسته بودند . حضرت مقدار ده دینار و یک شتر در اختیار همراهان قرار داده بود که وسایل خود را بر آن حمل کنند . (1) این کاروان ، دوم محرم در کربلا فرود آمد . پس از عاشورا ، این قافله تبدیل به جمعی داغدار و دلسوخته و شهید داده شد که بصورت اسیر ، به کوفه وارد شدند . مردانشان همه شهید شده بودند و امام سجاد ع هم بیمار بود و قافله سالار ، حضرت زینب س بود . در کوفه برخی از زنان ، به بستگان خود که ساکن کوفه بودند پیوستند .
ما کاروان رفته به تاراجیم ... مردانمان شناگر رود خون
ما رهروان قافله صبریم ... رسواگر فسانه هر افسون
فریاد و خشم و رنج و اسیری مان ... ما را سلاح کاری پیکار است
بانوی قهرمان عرب ، زینب ... ما را بزرگ و قافله سالار است
این قافله ، پس از پیمودن راه طولانی و دشوار کوفه تا شام و شام تا مدینه ، با باری از غم و اندوه به مدینه بر گشت و بشیر ، خبر باز گشت قافله اهل بیت ع را به مردم خبر داد و مدینه یکپارچه شیون و عزا شد ....
( این عکس از طرف یکی از دوستان میباشد و از این نقاشی زیبا که برای این ایام کشیده است٬ واقعاْ ممنونم.)
![]() | |
|
یا علی | |
سلام دوستان.
در ايام محرم و صفر فضاى خاصى بر جوامع شيعى حاكم است، فضايى كه به حادثه كربلا و شهادت امام حسين و يارانش در عاشوراى سال ۶۱ هجرى اختصاص دارد. كالبدشكافى اين واقعه تاريخى براى همه آنانى كه مى خواهند سيره نبوى و علوى را بشناسند و پيروى كنند اصلى ترين كارى است كه بايد توسط هر مسلمانى انجام گيرد و خوشبختانه به اندازه كافى در اين باره كتاب و نوشته وجود دارد. بنده به منظور اداى دين و درس آموزى از آن امام همام مى خواهم برداشتم را از اين حركت تاريخى ارائه كنم به اميد آنكه راهگشاى پيروانش در اين عصر و زمانه باشد.
۱- حق انتخاب: حاكميت مستبد و فاسد معاويه بدعتى جاهلى را پس از ظهور اسلام زنده كرد و با موروثى كردن خلافت، برخلاف سيره پيامبر و خلفاى چهارگانه و عهدنامه صلح با امام حسن، فرزند فاسدش يزيد را بر تخت سلطنت نشاند. يزيد پس از مرگ معاويه و در اولين اقدام براى تثبيت قدرت خود و نسق گرفتن از مخالفين براى بيعت گرفتن از چهره هاى شاخص جامعه و در راس آنها امام حسين اقدام كرد. يزيد به حاكم مدينه نوشت: «هنگامى كه اين نامه به تو رسيد حسين بن على و عبدالله بن زبير را احضار كن و از آنها بيعت بگير. پس اگر نپذيرفتند آنها را گردن بزن و سرهاشان را نزد من بفرست. مردم را نيز به بيعت فراخوان و هر كه سر باز زد همان حكم را كه درباره حسين بن على و عبدالله بن زبير اجرا كردى، اجرا كن.» حاكم مدينه با دريافت اين نامه امام حسين را فراخواند، نامه يزيد را براى او خواند و درخواست بيعت كرد. امام حسين در دفاع از «حق انتخاب» و راى خود از بيعت اجبارى امتناع كرد و راه اعتراض در پيش گرفت.
۲- حق اعتراض: امام حسين با هجرت از مدينه به مكه (با توجه به در پيش بودن ايام حج و اجتماع بزرگ مسلمانان در مكه) درصدد برآمد تا صداى اعتراض خويش را نسبت به حكومت نامشروع و غيرمردمى يزيد به گوش مسلمانان برساند و حمايت آنها را در اين باره به دست آورد. هنگام خروج از مدينه در وصيتنامه اى كه خطاب به محمد بن حنفيه برادرش ابراز مى دارد هدف از حركتش را چنين توصيف مى كند: «... من به خاطر آسايش و تفريح و كسب زندگى و جاه و مقام يا برانگيختن آتش فتنه و فساد از مدينه بيرون نمى روم بلكه در طلب اصلاح امت جد خويش به اين كار دست زدم. من به شيوه جدم و پدرم على بن ابيطالب خلق را به نكوكارى دعوت خواهم كرد و از بدى ها بازخواهم داشت...» به عبارت روشن امام «حق اعتراض» به حكومت را براى «اصلاح امت» و اداى فريضه «امر به معروف و نهى از منكر» حق و وظيفه هر شهروند مسلمانى مى داند و حركت خود را بر اين عنوان استوار مى دارد.
۳- حق حاكميت مردم: وقتى مردم كوفه و بصره از حركت اعتراضى امام حسين مطلع مى شوند نامه ها به سوى او مى نويسند و از او مى خواهند براى تشكيل حكومت به ديار آنها برود. در مكه اين حركت تشديد مى شود و بر درخواست از امام حسين افزوده مى شود. امام عموزاده خود مسلم بن عقيل را به كوفه مى فرستد تا شرايط آنجا را ارزيابى و گزارش كند. افشاگرى و آگاهى بخشى امام حسين در مكه و در رابطه با مسلمانانى كه از سراسر عالم اسلام آمده اند، ادامه مى يابد. يزيد هراسان و وحشت زده از حركت اعتراضى امام حسين تيم ترور به مكه مى فرستد و امام حسين براى جلوگيرى از خونريزى در حرم امن و پاسخگويى به دعوت مردم كوفه از مكه خارج مى شود تا همچون پدرش على «حق حاكميت مردم» و «پيمان خدايى دفاع از مظلوم در برابر ظالم» را پاس نهد.
۴- حق آزادى: آنگاه كه به او خبر مى رسد اوضاع كوفه با آمدن ابن زياد حاكم خونخوار و فاسد دگرگون شده و مردم از دور مسلم پراكنده و وى نيز شهيد شده است، امام حسين يارانش را فرامى خواند و به آنها گزارش مى دهد و آنها را آزاد مى گذارد كه در دفاع از «حق آزادى» خود هر گونه مى خواهند عمل كنند، و خود راهى را در پيش مى گيرد تا از شر يزيد در امان بماند اما سپاهيان يزيد راه را بر او مى بندند و سرانجام او و يارانش را در كربلا زمين گير مى كنند. امام حسين همه تلاش خود را براى پرهيز از جنگ و عدم بيعت با يزيد به كار مى برد اما سرانجام مى گويد: «مرا بين دو راه قرار داده اند: بين كشته شدن و ذلت، و هرگز بر ما ذلت مباد!» و «همانا من مرگ را جز سعادت و زندگى با ستمگران را جز ذلت نمى بينم»، و اين چنين خود را در آغوش آزادى غرق مى كند و خطاب به همه انسان ها فرياد مى زند: «اگر شما را دينى و آئينى نيست، و از روز معاد و آخرت واهمه و ترس نداريد لااقل مردم آزاده به دنيا باشيد.»
اگر امروزه «حقوق شهروندى» را پايه و اساس شكل گيرى هر جامعه «دموكراتيكى» مى دانند و از حق انتخاب و راى دادن و انتخاب شدن براى مشاغل سياسى و حكومتى، حق حاكميت مردم، سخن مى گويند، امام حسين و يارانش در عاشوراى محرم سال ۶۱ هجرى و به پيروى از آموزه هاى دينى اسلام و سيره نبوى و علوى به بهترين وجه ممكن اين «حقوق شهروندى» را به نمايش گذاشتند و براى هميشه تاريخ اسوه و الگويى تام و تمام براى حفظ اين حقوق شدند. از اين رو است كه با تكيه بر حركت تاريخى و حماسى امام حسين مى توان از تلفيق «دين و دموكراسى» سخن گفت و اينكه آموزه هاى دينى اسلام و سيره نبوى و علوى مويد و مقوم مردم سالارى در جوامع اسلامى اند. بررسى جزءجزء حركت امام حسين و كالبدشكافى تاريخى اين واقعه كم نظير به ما مى آموزد كه «شهادت» بما هو «شهادت» هدف قيام عاشورا نبوده است بلكه «شهادت » در ديدگاه اسلام و امام وسيله اى براى حفظ حقوق فطرى و ذاتى و عزت و كرامت انسان ها و تشكيل حكومت عادلانه است. حكومتى كه در سايه آن مردم بتوانند از «حقوق شهروندى» خود به نحو احسن بهره گيرند و استعدادهاى خدايى خود را به نمايش گذارند.
ایام محرم را به تمامی شما دوستان تسلیت عرض میکنم. التماس دعا![]()
یا علی![]()
روی پله ها بندِ کفشهایش را میبندد...
به لرزشِ سایه ها لابلای دفترش فکر میکند...
ویترینِ شعر پر از کلماتِ ساکت و افلیج...
سایههای بیهدفِ اشیا... فکرها...
که رقصهای ناامیدشان در تکرارِِ حوادث
زبان را به سرگیجههای منگ دچار میکند...
کفش مینویسم
برای جادهای که باید تا ابد نوشت
بی نقطهای تهِ خط!
شاید دیالوگی که کسی نمیداند
بعد از دو نقطه که هر دو شروع...
هر شروعی پایانیست
ادامهای و ابتذالی...
گستاخ و خجالتی...
بند کفشها را سفت میکند
باید چهار کلمه به راست بنویسم
سهتا به چپ...
جمله را تا غروب ادامه دهم
تا فنجان چای...
تا دو نقطه:
حرفی نیست جز آدرسی که کلمات میدهند
از جهانی که بینقشه گم میشوی
یعنی گم شدن در کلمات...
یعنی بپرس...
میپرسم
از شما میپرسم
چرا سایه مینویسم؟
( که سایهها ادامهی هیچچیز نیستند...)
چرا پشتِ چراغقرمز نمیایستد دروغ؟
( که دروغ نوشتن چراغسبزیست... تاریکی میزند...)
چرا روبروی هم دو آدم کلماتی خنگاند
با صداهایی که آدم خجالت میکشد!؟
از کدام سمت بنویسم به استراحت... به اعتماد؟!
از کدام سمت به فاجعه؟!
دست هایی که برای خداحافظی از خاک بیرون ماندهاند؟!
اعدام از کدام طناب شروع شد؟
تفنگ از کدام طرف خسته میشود؟
در سخنرانیِ مرگ استخوانها سکوتِِ تِلِق تِلِق...
جنگ روی صندلیِ لژ سایشِ دندان به هم... جیر... جیر...
نوشتن با دستهای بسته
در جلدِ کتابی پشتِ ویترین...
صورتاش لای میلهها جاذبهی هنر!
مرگ عدالت است
نهایتِ مساوات
در مرگ برابریم
خطی که میانمان میکشد به دو نقطه تقسیممان میکند...
مساوی... جیر... جیر...
دستها بیرون از خاک...
بیرون از کاغذ...
این کاغذ گورستانی غیررسمیست
با سایههایی که از فاجعه دارد
سطلهای گرسنگی...
گلولههای سربی ِ اعداد...
وزن ِ پول...
عدالتِ تابوت...
ریتمِِ شهوت...
جیرجیری که سخنرانی را تکمیل میکند!
بپرس!
نوشتن از کدام طرف میرسد به نقطهای از فردا؟!
سلام دوستان.![]()
من به یک بازی وبلاگی که از شب یلدا نشأت میگیره دعوت شدم٬ البته حسرت عشق من رو دعوت کرده و خیلی هم ازشون ممنونم. در این بازی من باید ۵ تا از خصوصیات خودم رو که دیگران ازش بیخبراند رو اعتراف کنم و ۵ تا از دوستانم رو دعوت به این بازی کنم.
خصوصیاتم:
- به خدا و حجاب و قرآن اعتقاد دارم.
- مهربون٬ مغرور و خیلی احساساتی هستم.
- از دوستام خیلی بدی دیدم و واسه همین تنها یک نفر رو قلباْ دوست دارم با وجود این که با خیلی ها دوست هستم.
- یک بار عاشق شدم و شکست خوردم .
- آدم ساکتی هستم و کنترل خودم رو در همه کارها دارم حتی در هنگام عصبی شدنم.

5+1. عاشق گیتار هستم و صداش به من آرامش میده٬ اما فعلاْ بنا به دلایلی نمیتونم برم یاد بگیرم.![]()
5+1+1
اعتماد به نفسم ضعیفه و خیلی ترسو هستم.
دوستان عزیزی که دعوت شدن
:
-
وحید جونم -------> http://jameashk.blogfa.com/
-
عاشق عزیزم -------> http://www.2hamseda.blogfa.com/
-
سمیرای گلم -------> http://www.saghanghooor.persianblog.com/
-
آرش خوبم ---------> http://www.khalvate-shaerane.blogfa.com/
-
مریم مهربونم ------> http://zalzali.blogfa.com/
ممنون که تحمل کردید.![]()
راستی سال ۲۰۰۷ رو به همتون تبریک میگم و سال خوبی داشته باشید.![]()
یا علی![]()
سلام دوستان. امیدوارم که خوب باشید.![]()
چند نکته:
- عقل سالم در بدن سالم است.
- به شخصی که به هیچ کس اعتماد ندارد٬ اطمینان نداشته باشید.
- امام علی(ع): در هنگام خشم!٬ نه تصمیم٬ نه تنبیه٬ نه دستور.
- دوست داشتن کسی که سزاوار دوستی نیست٬ اصراف در محبت است.
- کینه را نه با کینه٬ بلکه با عشق و جوانمردی باید مغلوب ساخت.
- آهنگ صدا هرچه ملایم و مطبوع باشد٬ سخن موثر و دلنشین تر خواهد بود.
- بی مصرف ترین روزها٬ روزی است که در آن نخندیده باشیم.
- چیزی ارزشمندتر از همین امروز نیست.
- زیاد شوخی نکنید٬ اما فراوان تبسم کنید.
- عادت کن هر کاری را شروع میکنی تا پایان آن بروی.
- به هر فرصت تازه همچون تجربه ای جدید و مهیج در زندگی بنگر.
- زن٬ تاج آفرینش است.
- بهشت این دنیا٬ عشق است و وفاداری.
- آسان است که در مورد اشتباهات دیگران قضاوت کنی٬ سخت آن است که به اشتباهات خود پی ببری.
- آسان است که دیگران را ببخشی. سخت٬ طلب بخشش کردن است.
- هر که زباش شیرین تر٬ دوستانش بیشتر.
- بدون شکست٬ پیروزی لذتی ندارد.
- تنها بودن بهتر از رفیق بد داشتن است.
- هرگز تکبر نداشته باش که هنر را تکبر نباشد.
- با قلبت احساس کن اما با قلبت فکر نکن.
موفق باشید
یا علی ![]()
سلام دوستان
. خیلی وقت بود آپ نکرده بودم چون تازه امتحانام تموم شده
هنوز معلوم نيست چه دست گلي به آب دادم
خدا بزرگه
. شما هم واسم دعا كنيد.
دوستان از اين كه دير امدم ببخشيد.
باز يكى از نوشتهاي زشتم
كه شما تحمل ميكنيدش![]()
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
** فردى ميگفت: (اگر عاشقت نبودم برايت شعر نمىسرودم)
او را باور نكردم٬ گفته هايش را دست باد سپردم. ...........
روزها گذشت...! از او خبرى نبود !! دلم ميخواست بار ديگر با آن صداى پر از مهرش برايم آواز ميخواند.
فرياد كشيدم: ( كجايى؟ كجايى اي غريبه؟ تنهايم مگذار.......!)
به يك جا خيره ماندم.....! آرى٬ او را از دور ميتوانستم ببينم. باور نكردنى بود.
لبخندى به من زد و گفت: (هيچ وقت نميتوانم تركت كنم٬. آيا مى دانى كجا هستم؟)
نتوانستم به او پاسخى دهم... . ادامه داد: (قلبم را از وجودم جدا كردى و من٬ هم اكنون در آسمان ها زندگي خود را آغاز كردم.)
لبخندى زد و در يك آن او را گم كردم....!
به همان نقطه همچنان خيره بودم. چشمانم را بستم و به فكر فرو رفتم٬ به اشتباه بزرگ خود پى بردم.
چشمانم خيس از نم باران شده بود.
كاش ميتوانستم روزهاى رفته را جبران كنم...! **
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ممنون ميشم نظرتون رو بديد. و ممنونم که در پست قبلی منو با نظراتون خوشحال کردید
.
یلدا مبارک امیدوارم شب خوبی داشته باشید.![]()
يا علي![]()
سلام. امیدوارم حال همگی شما خوب باشه. من به خاطر امتحانات دیر امدم شما به بزرگیتون ببخشید
. این نوشته ای که اینجاست و الآن میخونینش از خودمه. از سکوت شب بابت راهنمایشون ممنونم. میدونم به نوشتهاتون نمیرسه.![]()
(( کاش میتوانستم احساسات لطیف و پر محبتم را درون صندوق بدیهایم بریزم.
نمیدانستم که مهربانی و محبت همه از خصلتهای بد من می باشند.
همیشه همه به گوشِ من میخواندند که به همه عشق بورزم و با همه با مهربانی رفتار کنم و در کلامم بویی از صداقت بیاید.
با این حرفها سالها زندگی کردم و خود را این گونه جلوه دادم. اما برایم هیچ وقت این جملات که باید به همه عشق بورزم و مهربان و صادق باشم٬ به اثبات نرسیده است.
میگویند٬ با همه که خوب باشم و محبتم را نثار آنها کنم٬ همه قدر مرا خواهند دانست و در دلشان به رفتارهایم تحسین میگویند. اما این جملات نیز برایم اثبات نشده است.
دیگر قادر به تحمل این همه سختی و عذاب را نیستم.
من هیچ جوابی در برابر خوبی هایی که نثار خیلی ها کرده ام٬ ندیدم. نمیدانم٬ شاید خیلی ساده بودم و میبایست بداخلاقی را نیز یاد میگرفتم. گاهی اوقات احساس میکنم این زندگی به من نیازی ندارد و من نیز به این زندگی محتاج نیستم. به خودم میگویم: زمانی که هیچ کس مرا درک نمیکند و درونم را لمس نمیکند٬ پس چرا محبت کنم؟ چرا بدرفتاری نمیکنم؟ چرا صادق زندگی میکنم و خیلی چراهای دیگر؟؟؟!
واقعاْ زندگی و این دنیا به صداقت٬ محبت٬ مهربانی و خوبیهایم محتاج نیست.
من باید زندگی خودم را دوباره آغاز کنم. دوباره متولد شوم و زندگی کاذبی داشته باشم و عشق را برای همه بازی کنم. ))
اگه خوشتون امد یا نیومد خبر بدید. نظرتون برام مهمه. موفق باشید.![]()
یا علی![]()
|
پسندی خوار و زارم تا کی و چند |
|
پریشان روزگارم تا کی و چند |
|
ته که باری ز دوشم برنگیری |
|
گری سربار بارم تا کی و چند |
|
اگر شیری اگر ببری اگر کور |
|
سرانجامت بود جا در ته گور |
|
تنت در خاک باشد سفره گستر |
|
بگردش موش و مار و عقرب و مور |
|
عزیزا ما گرفتار دو دردیم |
|
یکی عشق و دگر در دهر فردیم |
|
نصیب کس مباد این غم که ما راست |
|
جمالت یک نظر نادیده مردیم |
|
دلا اصلا نترسی از ره دور |
|
دلا اصلا نترسی از ته گور |
|
دلا اصلا نمیترسی که روزی |
|
شوی بنگاه مار و لانهی مور |
|
سر راهت نشینم تا بیایی |
|
در شادی بروی ما گشایی |
|
شود روزی بروز مو نشینی |
|
که تا وینی چه سخت بیوفائی |
|
اگر دستم رسد بر چرخ گردون |
|
از او پرسم که این چین است و آن چون |
|
یکی را میدهی صد ناز و نعمت |
|
یکی را نان جو آلوده در خون |
|
شبی نالم شبی شبگیر نالم |
|
ز جور یار و چرخ پیر نالم |
|
گهی همچون پلنگ تیر خورده |
|
گهی چون شیر در زنجیر نالم |
|
دلا از دست تنهایی بجانم |
|
ز آه و نالهی خود در فغانم |
|
شبان تار از درد جدایی |
|
کند فریاد مغز استخوانم |
|
الهی سوز عشقت بیشتر کن |
|
دل ریشم ز دردت ریشتر کن |
|
ازین غم گر دمی فارغ نشینم |
|
بجانم صد هزاران نیشتر کن |
|
عزیزان از غم و درد جدایی |
|
به چشمانم نمانده روشنائی |
|
بدرد غربت و هجرم گرفتار |
|
نه یار و همدمی نه آشنائی |
|
محبت آتشی در جانم افروخت |
|
که تا دامان محشر بایدم سوخت |
|
عجب پیراهنی بهرم بریدی |
|
که خیاط اجل میبایدش دوخت |
|
بشو یاد تو ای مه پاره هستم |
|
بروز از درد و غم بیچاره هستم |
|
تو داری در مقام خود قراری |
|
مویم که در جهان آواره هستم |
|
غریبی بس مرا دلگیر دارد |
|
فلک بر گردنم زنجیر دارد |
|
فلک از گردنم زنجیر بردار |
|
که غربت خاک دامنگیر دارد |
|
شبی خواهم که پیغمبر ببینم |
|
دمی با ساقی کوثر نشینم |
|
بگیرم در بغل قبر رضا را |
|
در آن گلشن گل شادی بچینم |
در عرض یک دقیقه میشه یک نفر رو خُرد کرد٬ در یک ساعت میشه یک نفر رو دوست داشت و در یک روز میشه عاشق شد! ولی
یک عمر طول میکشه تا کسی رو فراموش کرد.
زندگی نغمه تنهایی است.
هیچ امتیازی عالی تر و آسمانی تر از شرف نیست.
عاشقان را نیست با اندیشه کار مصلحت اندیشه باشد پیشه کار![]()
(( عیدسعید فطر رو به همتون تبریک میگم))
سلام دوستان. دلم واستون تنگ شده
. امیدوارم حال همگی
شما خوب باشه.
میخواستم کمی از دانشگاه واستون تعریف کنم.
دو ماه از دانشگاه میگذره و تقریباً کمتر از دو ماه دیگه امتحان آخر ترم شروع میشه.
البته دانشگاه ما تافل ميخوات كه من ندارمش
واسه همين نميزارن تخصص
بگيريم فقط زبان و درساي عمومی تا زمانی كه تافل بياريم.
ميخوام كمی از خود دانشگاه٬ از استاداش و دانشجوهاش تعريف كنم. از خود دانشگاه شروع ميكنم!
دانشگامون دختر و پسر جدا هستن و ما به ندرت پسري رو تو دانشگامون ببينيم. ( بهتر
) .
عرضم به خدمتتون كه ظاهر دانشگامون خوبه و برای هر يك رشته يا دو رشته
يك ساختمون جداگونه داره٬ البته همه نزديك هم. كلاً ظاهرش بد نيست. ( نبايد
گول ظاهر رو خورد.
)
يه چيزی بگم بخنديد٬ همه ساختموناي دانشگاه نزديك هم هستن٬ فكرشو
كنيد پياده ۲ دقيقه راه بيشتر نيست اما بازم با اين وجود گير ميدن و بايد از
اين ساختمون تا اون ساختمون سرويس
بياد ما رو ببره٬ حتی اگه هم از كلاس عقب بيفتيم. البته من كاری به اين حرفا
ندارم و بيشتر اوقات پياده ميرم.(بيكارم منتظر سرويس باشم)
.
من نميفهمم واقعاً اين راننده ها خسته نميشن روزي ۱۰۰ بار از اين ساختمون
به اين ساختمون و ... ميرن؟
؟
بيشتر دانشجوها٬ استادا رو دكتر صدا ميزنن يا Mis يا Sir يا Mr . فكر ميكنيد
چرا به بعضي از استادايی كه دكتر نيستن ميگن دكتر؟
( اگه ميدونيد به منم
بگيد
)
از دانشجوهاي دانشگاه چی بگم!؟ ميدونيد كه تو هر دانشگاه همه مدل آدم خوب
٬ بد٬ مصلحت طلب و عقده ای و... پيدا ميشه. من بيشتر با دوستای زمان مدرسه ايم ميگردم چون با اونا راحتترم
و اونا رو با هيچ يك از دوستان دانشگاه عوض نخواهم كرد.
ديگه نميدونم از دانشگاه چي بايد بگم البته حرفا زياده اما دستم خسته شد
.
ممنونم به من سر ميزنيد
. نظر يادتون نره عزيزانم.
راستی پيشاپيش عيدتون مبارك و نماز روزتون به حق علي قبول باشه. موفق باشيد.
يا علي مدد
مي خوانم و مي ستايمت پر شور
اي پرده دل فريب رويا رنگ
مي بوسمت اي سپيده گلگون
اي فردا اي اميد بي نيرنگ
ديري ست كه من پي تو مي پويم
هر سو كه نگاه مي كنم آوخ
غرق است در اشك و خون نگاه من
هر گام كه پيش مي روم برپاست
سر نيزه خون فشان به راه من
وين راه يگانه راه بي برگشت
ره مي سپريم همره اميد
آگاه ز رنج و آشنا با درد
يك مرد اگر به خاك مي افتد
بر مي خيزد به جاي او صد مرد
اين است كه كاروان نمي ماند
آري ز درون اين شب تاريك
اي فردا من سوي تو مي رانم
رنج است و درنگ نيست مي تازم
مرگ است و شكست نيست مي دانم
آبستن فتح ماست اين پيكار
مي دانمت اي سپيده نزديك
اي چشمه تابناك جان افروز
كز اين شب شوم بخت بد فرجام
بر مي آيي شكفته و پيروز
وز آمدن تو زندگي خندان
مي آيي و بر لب تو صد لبخند
مي آيي و در دل تو صد اميد
مي آيي و از فروغ شادي ها
تابنده به دامن تو صد خورشيد
وز بهر تو بازگشته صد آغوش
در سينه گرم توست اي فردا
درمان اميدهاي غم فرسود
در دامن پاك توست اي فردا
پايان شكنجه هاي خون آلود
اي فردا اي اميد بي نيرنگ
سلام.امیدوارم حال همگی شما عزیزان خوب باشه. میخواستم وروده ماه مهربانی ( ماه مهر ) و آغاز ماه
پر برکت رمضان را به تمامی شما تبریک بگم. این ماه ماهه مهربونی و صفا و عشق٬ پس سعی کنیم کینه
ازکسی نداشته باشیم و همه کینه هارو از دلمون بیرون کنیم و در همه صورت بخشنده باشیم. من همیشه به
خودم میگم که وقتی خدا با اون عظمتش تمام بنده هاش رو میبخشه چه بسا بدترین گناه رو بنده داشته باشه٬
باز هم با یه توبه از همه گناهان بنده اش میگذره٬ پس من کی هستم که بخوام نبخشم. دوستان این ماه رو
از دست ندید بخدا پشیمون میشید. دعا کنید از خدا طلب مغفرت بخواهید٬ اون بزرگواره و تمام بنده هاش رو
دوست داره. . ((خدایا ما را بیاموز)) التماس دعا.
یا علی مدد.![]()
من هميشه ترا مي ستودم
من هميشه بهار را در چشمان تو مي ديدم
من هميشه از دوريت رنج مي بردم
من هميشه در کنارت دنيا را زيبا مي ديدم
من هميشه محو تماشاي نگاهت بودم
من هميشه مشتاق شنيدن صدايت بودم
من هميشه ، همه جا فقط ترا مي ديدم
من هميشه در التهاب ديدارت مي سوختم
من هميشه برايت بهترين ترانه ها را مي سرودم
افسوس که تو هميشه با همه اينها بيگانه بودي
سالها پيش از اين در بهاري زيبا در غروبي غمگين در سكوتي سنگين ما به هم بر خورديم
تو براي دل من آن غروب غمگين آن سكوت سنگين
من براي دل تو آن بهار زيبا
تو هزاران فتنه در نگاهت خفته من به دنبال نگاهت به بلا افتاده
روزها از پي هم , تو جدا از غم و فارغ از غم من و غم دست به هم از گذرگاه زمان مي گذريم
تو سراپا شادي غرق در نغمه اين آزادي فارغ از سلسله بند نگاهت بودي
دل بيچاره من , در بهاري زيبا , در غروبي غمگين , در سكوتي سنگين
بي خبر گشت اسير
من در انديشه ان فصل بهار در زمستاني سرد , با دلي رفته ز دست زير لب مي گويم
كاش مي شد به تو گفت : تو تنها نفس شعر من , تو تنها اميد دل نا اميد من
كاش مي شد به تو گفت : تو بمان , دور مشو از بر من , تو بمان تا نميرد دل من
حيف مي دانم من تو همانگونه كه بود آمدنت
در بهاري زيبا , در غروبي غمگين , در سكوتي سنگين
دل مجنون مرا زير پا مي نهي و مي گذري
ای که روزی دستانت٬ گرما بخش وجودم بود.
ای که روزی چشمانت٬ تنها از عشق با من سخن می گفت.
ای که روزی همراه دل زخم خورده ام بودی.
ای صداقت گم شده! ای آشنای دور!
روزی همچو آهویی سرگردان و رمیده به سویت آمدم.
روزی در گوشت نجوا کردم جز عشق هیچ ندارم.
روزی گفتم تمام سرمایه ام صداقت است و بس.
روزی من بودم و تو و عشق در میان ما.
روزی سویم آمدی و آهوی وحشی را رام خود کردی.
روزی عشقم را باور کردی.
روزی صداقتم را پاس داشتی.
روزی جز عشق هیچ میان ما نبود.
حال این آهوی آزرده خاطر ماند و دنیایی دلشکستگی.
اینجا عشق ما را به تاراج برده اند٬ کجایی که ببینی......
آیا تا کنون گریستن غزال را دیده ای؟!
آن هنگام که او را به مسلخ قربانگاه میبرند؟
آیا تا کنون سردی پشت پنجره را در تنهایت چشیده ای؟
کجایی ای آشنای دور؟؟؟؟؟؟
کجایی که شکستن حرمت عشق را ببینی؟
کجایی که شقه شقه شدن غزال گریانت را ببینی؟
کجایی؟؟ کجایی؟؟![]()
سلام. امیدوارم که حال همگی خوب باشه و در این ایام مبارک شاد وسرحال باشید وبرای بیماران و دردمندان و برای همه مسلمانان دعا کنید. من به نوبه خودم ولادت حضرت امام حسین(ع) و ولادت حضرت امام ابوالفضل العباس(ع) و ولادت حضرت امام زین العابدین به همه شما عویوان تبریک عرض میکنم.
یا علی مدد خدانگهدار
ماه فرو ماند از جمال محمد سرو نرويد به اعتدال محمد
قدر فلك را كمال ومنزلتى نيست در نظر قدر با كمال محمد
وعده ديدار هر كسى به قيامت ليله اسرى شب وصال محمد
آدم و نوح و خليل و موسى وعيسى آمده مجموع در ظلال محمد
عرصه گيتى مجال همت او نيست روز قيامت نگر مجال محمد
و آنهمه پيرايه بسته جنت فردوس بو كه قبولش كند بلال محمد
شمس و قمر در زمين حشر نتابد نور نتابد مگر جمال محمد
همچو زمين خواهد آسمان كه بيفتد تا بدهد بوسه بر نعال محمد
شايد اگر آفتاب و ماه نتابد پيش دو ابروى چون هلال محمد
چشم مرا تا بخواب ديد جمالش خواب نميگيرد از خيال محمد
سعدى اگر عاشقى كنى و جوانى عشق محمد بس است و آل محمد
زورقی بشکسته بودم پای در موج بلا
عشق تو من را ز طوفان بلا کرد رها
آتش عشق تو سوزاند تمام هستی ام
هستی ام نیست شد و هست شد نیستی ام
*********************************************
خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد
خواهان کسی باش که خواهان تو باشد
یا علی مدد![]()
گفته بودم که تولدم رو روز پنجشنبه میگیرم و امروز گرفتم.
قبل از این که بگم تو تولد چی گذشت٬ اول اجازه بدین یه توضیح کوچیک در رابطه با دوستام بگم.
عرضم به خدمتتون که من ۴ سال در مدرسه شارجه و دو سال آخر در مدرسه آداب (دبی) درس خوندم.
بچه های آداب رو بیشتر اوقات تو تولدا و عروسی و حتی پیش دانشگاهی باهاشون بودم اما بچه های شارجه رو بعضی هاشون رو سالهاست ندیده بودم و واسه همین بچه های شارجه رو فقط دعوت کرده بودم.
با من ۱۰ نفر بودیم. جاتون خیلی خالی بود.
راستش نمیدونم از تولد چی بگم
چون مثل همه تولدا.
. دوست داشتم دور هم جمع بشیم و...
اما از این که دوستای آدابیمو دعوت نکردم یه جورای احساس پشیمونی میکنم.![]()
باید بدونینمن همه دوستامو دوست دارم و حتی شماها که به وبلاگم سر میزنید.![]()
خوش باشید. یا علی![]()
میخواهم بنویسم٬ بنویسم از تو٬برای تو و به خاطر تو.
ای کاش بدانی هر چند که امیدی به برگشت ندارم اما هنوز هم منتظرم.
شاید به این خاطر که به این انتظار نیاز دارم و با منتظر بودنم به خود امیدواری میدهم.
نامهربان٬ مگرمن از تو چیز زیادی میخواستم جز اینکه هرازگاهی صدایت را بشنوم؟.
اگر چیز زیادی نبود پس چرا بی صدا کوچ کردی و مرا با غمهایم در دیار بی کسی تنها گذاشتی؟
ای کاش هنگام رفتنت ردی از خود به جای میگذاشتی تا لااقل به امید آن خوش باشم که روزی پیدایت میکنم.
اما نه٬ بهتر که هیچ نشانی از تو ندارم چون نمیخواهم دیگر بیشتر از این شکسته شدن غرورم و جاری شدن سیل اشکم را ببینی.
اما برایت دعا میکنم! برایت دعا میکنم که روزگار تلافی جفایت را که در مقابل وفایم کردی نکند.![]()
باز شب آمد و شد اول بیداری ها
من و سودای دل و فکر گرفتاری ها
در میان دو عدم٬ این دو قدم را چه بود
که کشیدم درین مرحله بس خواری ها
















