تبليغاتX
(( نزدیک ولی دور ))
چراغ دروغ بی فروغ است.



کودکی

تمام هستي من كفش‌هاي كوچك بود
تمام زندگي‌ام آفتاب و ميخك بود


گلوي سبز گياهان و شاخ و برگ صدا
تمام حنجره‌ها لانه‌ي چكاوك بود


هنوز قصه‌ي آن پشت بام يادم هست
كه آشيانه خوشبختي دو لك لك بود


هنوز خاطره‌ي مشق‌هاي كودكي‌ام
كه صفحه صفحه‌ي آن سهم بادبادك بود


براي كودكي از نسل كنجكاوي‌ها
كسل كننده‌ترين هديه‌ها عروسك بود


زمان كودكي من دريچه‌هاي شهود
اگر چه بسته ولي لااقل مشبك بود


در آن اصالت يكدست، آن صداقت محض
جهان خلاصه‌اي از لحظه‌هاي كوچك بود


شما شبيه به آدم بزرگ‌ها هستيد
ولي شبيه خودش بود، آن كه كودك بود

Image hosting by TinyPic


موضوع :
| +| نوشته شده در دوشنبه 16 بهمن1385 و ساعت 1:35 PM توسط لیدا |